{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه سرباز

یه سرباز
یه سرباز که دو سال در انتظاره
یه سرباز جز خدا کسی نداره
نمیخواست توی تنهایی بمیره
آرزوشو ته دره ببینه
یه سرباز که همیشه بی قراره
به یکی قول داده واسش چشم انتظاره
میخواس از خاطراتش سلفی بگیره
آخر هفته مرخصی بگیره
نگرانه واسه ی لحظه ی آخر
نگرانه واسه قلب ضعیف مادر
نگرانه واسه ی صبح فردا
نگرانه واسه ی زحمت بابا
نگرانه واسه ی دوست و رفیقش
نگرانه واسه نامه ای که نوشتو موند توی جیبش
نگرانه
دیدگاه ها (۶)

پارت ۸۲

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁵صبح روز بعد...رینا تا ص...

یه صبح سگی تعریف می کنه پاورقیزندگی چنیمه کلمه سرخ می شه تو ...

پارت: 19 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گندِ هات‌داگ‌های نیم‌...

رمان خبر ممنوعه پارت چهارم ۴

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

زیبای کوچک فریبکار

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁶. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮._ داری..چیکار.......

ادامهp58 قسمت2حدود یک ساعت از اومدن جی‌یون به کلاب گذشته بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط