{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آرامم..

آرامم..
دارم به‌خیالِ ت‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍‍ـ‍‍ـ❤ ‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍و‍ راه می‌روم
به‌حال ت‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍‍ـ‍‍ـ❤ ‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍و‍ قدم می‌زنم

آرامم!...
دارم برایِ ت‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍‍ـ‍‍ـ❤ ‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍و‍ چای می‌ریزم
کم رنگ وُ
استکان باریک
پر رنگ وُ
شکسته قلم

آرامم!
دارم برایِ ت‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍‍ـ‍‍ـ❤ ‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍و‍ خواب می‌بینم
خوابی خوب
خوابی خوش

خوابی پر از چشم‌هایِ قشنگِ ت‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍‍ـ‍‍ـ❤ ‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍و‍

صدایِ جانَ‌م گفتنِ ت‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍‍ـ‍‍ـ❤ ‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍و‍ وُ
برایِ ت‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍‍ـ‍‍ـ❤ ‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍و‍ مُردنِ،
من!

آرامم،
به‌ خوابی پر از خیلی دوستت دارم!

پر از کجا بودی
پر از سلام دلم برایِ ت‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍‍ـ‍‍ـ❤ ‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍و‍ تنگ شده است

دارم برایِ ت‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍‍ـ‍‍ـ❤ ‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍و‍ خواب می‌بینم
آرامم!
کنارِ ت‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍‍ـ‍‍ـ❤ ‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍و‍ حرف می‌زنم
چای می‌ریزم
دستت را می‌گیرم و به‌سمتِ پاییز قدم می‌زنم وُ
دل، به‌دریا می‌زنم

وَ به ت‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍‍ـ‍‍ـ❤ ‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍و‍ سلام می‌کنم

سلام علاقه‌یِ خوبم
علاقه‌ جانِ من
من به خیالِ ت‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍‍ـ‍‍ـ❤ ‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍و‍
آرامم.

می‌دانی؛
من سال‌هاست به دوست داشتنِ ت‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍‍ـ‍‍ـ❤ ‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍‍ـ‍و‍ آرامم.
دیدگاه ها (۵)

پارت پایانی

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 6 | آدمِ دردسرسازیک هفته از شروع ترم گذشته بود...

ᴘᴀʀᴛ ۱۰ | اولین گفت‌وگوفردای اون روز...جونگ‌کوک دوباره به پر...

فیک جونگکوک

𓆩 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 𓆪پارت اول | «دخترِ انسانی»ا/ت از همون لحظه‌...

پارت ۳۹ تهیونگ چند قدم پشت سر لینا رفت.ـ لینا، وایسا.لینا بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط