{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

For the last time–p1

For the last time–p1
park jasmin::kim visa
برای اخرین بار
.
.
مقدمه ::
خیلی از اخرین ها دردناکن مثل اخرین دیدار اخرین بوسه اخرین بغل اخرین عشق….
پسر قصه ی ما همه اینارو تجربه کرده بزارید داستانشو براتون تعریف کنم …
شروع داستان::
ا.ت و تهیونگ ویو:
ا.ت : ته ته … خرس عسلی …. ته …. تهیونگا…مستر کیم تهیونگگگگ (اخرشو داد میزنه)
تهیونگ : ها چی بله ؟کی کجا ؟ کی مرده؟ تو کیی ؟ من کیم ؟
ا.ت : بنده همسرت کیم ا.ت هستم و شما هم شوهر من کیم تهیونگ هستین
تهیونگ : دو دقیقه بزا من لود شم ویندوزم بیاد بالا
.
.
.
تهیونگ: خب ویندوزم اومد چی میفرمودید
ا.ت : ته ته بیا بریم خرید
تهیونگ: حتما عزیزم بیا بریم(خدا بده از این شوهرا😐)
.
.
.
رسیدن مرکز خرید
کلی چیز میز خریدن و داشتن یکم پیاده روی میکردن
که یهو ا.ت غش میکنه
تهیونگ : ا.ت عزیزم چت ا.ت چشاتو باز کن
تهیونگ با نگرانی زنگ میزنه به خواهرش جاسمین
شروع مکالمه ::
جاسمین : سلام اوپا جونم چه خبر
تهیونگ : الو جاسمین «نگران»
جاسمین : تهیونگ چیزی شده نگران بنظر میای
تهیونگ : جاسمین منو ا.ت اومدیم بیرون که یهو ا.ت غش کرد بیمارستان هستی بیارمش پیش تو «نکته بیمارستان نزدیکشونه»
جاسمین : شیفتم تموم شده ولی هنوز تو بیمارستانم زود بیارش بدو
تهیونگ : اومدم
پایان مکالمه
جاسمین پیش خودش: امیدوارم چیزی که فکر میکنم نباشه
بعد ۵ مین تهیونگ رسید
تهیونگ : جاسمین … جاسمیننن «بلند»
پرستار : اقا لطفا اروم باشید
تهیونگ : نمیتونم اروم باشم میفهمید زندگیم تو خطره
جاسمین : تهیونگ اروم باش ا.ت رو ببرید اتاق ازمایش….

ادامه دارد
دیدگاه ها (۰)

For the last time–p2park jasmin::kim visaبرای اخرین بار جاسم...

For the last time –p3برای اخرین بار (بچه ها هنوز توی فلش بکه...

های موچی ها من ویسام و با جاسمین (ادمین دوم) •یه فیک خیلی خو...

part. 24

three hearts, one love

True Love⑥فردا ا/تبیمارستان بودم ساعت استراحتم بود گوشیم رو ...

نویسند: توی بیمارستان ا/ت چندتا آزمایش میده بعد از چند ساعت ...

part 21ویو تهیونگهنوز به جمله‌ی روی گوشی خیره بودم که صدای ق...

پارت. 30

پارت ۲۳

پارت پایانی

پارت. 33

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط