دلم گرفته به اندازه وسعت تمام دلتنگی های عالم
دلم گرفته به اندازه وسعت تمام دلتنگی های عالم
شیشه قلبم انقدر نازک شده که با کوچکترین تلنگری می شکند
دلم می خواهد فریاد بزنم ولی واژه ای نمی یابم که عمق دردم را در فریاد منعکس کند
فریادی در اوج سکوت که همیشه برای خودم سر داده ام
دلم به درد می آید وقتی سر نوشت را به نظاره می نشینم
کاش می شد پرواز کنم
در میان هجوم بی رحمانه درد خودم را پیدا کنم
نفرین به بودن که با درد همراه است
...
شیشه قلبم انقدر نازک شده که با کوچکترین تلنگری می شکند
دلم می خواهد فریاد بزنم ولی واژه ای نمی یابم که عمق دردم را در فریاد منعکس کند
فریادی در اوج سکوت که همیشه برای خودم سر داده ام
دلم به درد می آید وقتی سر نوشت را به نظاره می نشینم
کاش می شد پرواز کنم
در میان هجوم بی رحمانه درد خودم را پیدا کنم
نفرین به بودن که با درد همراه است
...
- ۳.۳k
- ۲۶ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط