{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوست داشتن دلیلی کافی برای ماندن نبود ، وگرنه می ماند. رف

دوست داشتن دلیلی کافی برای ماندن نبود ، وگرنه می ماند. رفتن هم دلیلی بر دوست داشتنش نبود ، اگر به رفتن برخاست.
او می خواست بگوید در وهله نخست ، نبوده هر چیز بهتر از بودنش است و بودنی که به اندازه ی کافی بزرگ یا کوچک نباشد ، نقطه ی عطف هیچ اتفاقی نخواهد بود.
او می خواست این ها را بگوید که نگفت.
من از چشم هایش که دوست داشت و از پاهایش که رفت ، این ها را فهمیدم
دیدگاه ها (۶)

...پارت پونزدهم....

بزرگترین اشتباه زندگی ام ؛آنجا بود که فکر کردم اگر کاری با ب...

🌱اون شب که بهم گفت نباید دوستش داشته باشم جا خوردم...دوست دا...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 11ویولت بعد از رفتن کایان، چند لحظه ...

# قولی_که_شکست ### پارت ۲ مادرش آهسته پرسید:= مگه تهیونگ شوا...

معامله p19چند روز گذشت.حال جونگ‌کوک بهتر شده بود.دیگر دستگاه...

.....پارت ششم....

آدم‌ها فکر می‌کنند عشق یعنی چیزهای عجیب‌وغریب یا کلماتی که ف...

#نجمه_نوشتاز بچگی با این باور بزرگمون کردن که زیاد نخندین......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط