{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دهم💚✨

پارت دهم💚✨
ویو تهیونگ
میدونم با این کاری که می‌خوام انجام بدم دهنش از تعجب باز میمونه
رفتم سمتش خیلی قشنگ احساس استرسش رو می‌فهمیدم که
-نمیخوای لباسات رو عوض کنی؟
+چ.چرا الان عوض میکنم تو خودت چیکار میکنی؟
-باید یه لباس از جونگکوک بگیرم تو هم یه دونه به نابی بده باشه؟
+ب..باشه من الان یه لباس میبرم و برات لباس میارم
(می‌ره اتاق جونگکوک)
+تق تق تق...بیام تو (صدای در زدن)
×بیا تو ا/ت
+داداش یه دست لباس به تهیونگ میدی؟ آهان راستی نابی بیا یه دست لباس برات آوردم
×باشه
÷مرسی ا/ت
+خواهش
×بیا فقط بهش بگو کثیفش نکنه
+باشه شبت خوش بگذره زود بخوابیدا(نیشخند)
÷ا/تتتتت می‌کشمت تا
(رفت داخل اتاق خودشون)
+ام بیا لباس حالا برو بیرون من لباس عوض کنم
- چرا برم
+ چرا نری ؟میخوام لباسم رو عوض کنم
- ببین بزار از الان تکلیفت رو مشخص کنم
+ تکلیف چی؟
- ار پیچی . چیز یعنی من تو الان با هم نامزدیم چه فرقی الان ببینم یا اون روزی که ازدواج کردیم فهمیدی
+ خیلیم فرق داره فرقش اینکه من تا اون موقع خودم رو آماده میکنم
-من از جام جون نمی‌خورم
+ باشه خوب
(لباس های خوابش رو برداشت و رفت....)
ویو جونگکوک
با علاقه زیاد خیلی زیاد خیلی خیلی زیاد داشتم......




لایکککککککککک♥️
دیدگاه ها (۲)

حیححهم زاد پیدا کردم🤣🤣🤣

پارت یازدهم💚✨ویو جونگکوکبا علاقه زیاد خیلی زیاد خیلی خیلی خی...

پارت نهم💚✨×ندیمه صدامون می‌کنه بیا بریم ÷اوهوم بریم خوب ویو ...

پارت هشتم💚✨-پرنسس ا/ت شاید تو دوستم داشته باشی اما من نه+چ.....

آتیشی که از بارون شروع شدpart 46ا. ت: الان؟جونگکوک: بله.ا. ت...

آتیشی که از بارون شروع شدpart 39ویوی ا. تچند لحظه فقط به جون...

آتیشی که از بارون شروع شدpart 36ویوی ا. تجونگکوک ماشین رو با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط