{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«درخواستی»

«درخواستی»

رمان «عطر باران و لبخند تو»

پارت ۳: دفتر طراحی
تهیونگ همیشه در دفتر کوچکش نقاشی می‌کشید. یک روز، ا.ت گوشه‌ای از طرحی را دید که شبیه یک دختر با چتر سفید بود. قلبش از هیجان لرزید، اما خودش را بی‌تفاوت نشان داد. تهیونگ دفتر را بست و نگاه کوتاهی به او انداخت؛ نگاهی که پر از راز بود.
دیدگاه ها (۵)

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۲: صندلی کنار پنج...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۱: دانش‌آموز تازه...

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

نام: قرارداد نفرتPart:⁴²چند ساعت از شروع مهمونی گذشته بود.سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط