زخم کهنه

زخم کهنه
پارت ۲۸


پدر تهیونگ آدم موجهایه! یعنی از بیرون عمرا تو نمیفهمیدی که چی کاره است و چجور آدمیه با وجود خلافکار بودنش همیشه ظاهر خوب و اتو کشیده ای داره با ادب و احترام صحبت میکنه و اهل الکل و سیگار و مواد نیست. زن هم دور و برش اصلا نمی پلکه. کلا آدم سالمی بنظر میرسه ولی اخلاق عجیب و ترسناکی داره! نفسی بین صحبت هاش گرفت و ادامه داد بشدت آدم کنترلگریه. البته بیشتر در مورد !تهیونگ از کل این خونه ی به این بزرگی فقط اتاق تهیونگ دوربین داره یه پسر بیست ساله که دیگه بالغ حتی به سن قانونی هم رسیده از وقتی که مادرش مرد همه شده چیز تغییر کرد کیونگسو مدرسه نرفت همهی معلمهاش خصوصی می اومدن توی همون اتاق دوربین دار بهش درس میدادن. از بچگی هیچ دوستی نداشت. حتی اگه با کسی آشنا میشد پدرش دورشون میکرد. تمام زندگیش توی این خونه بوده اگه جایی میخواست بره باید با هماهنگی پدرش و راننده های شخصیشون فت. همه ی کارهاش زیر نظره ... پدرش دوستش داره اما طرز تربیت صحیح رو بلد نیست. شاید هم عمدا اینکارارو میکنه. بهرحال زندگی نرمالی ندارن! سومین خیره مونده بود بهش و در حال درک کردن کلمات بود. اینجوری نگاه نکن.ترسناک شدی! پس تو کی هستی اوپا؟ جواب بکهیون ، سوال بی سر و ته سومین بود. وات؟ تو دوستشی! بکهیون تک خنده ای زد پدر من وکیل پدر تهیونگه ؛ خیلی ساله. وقتی که من هم وکیل شدم پدرش دستور داد من هم وكيل تهیونگ بشم در واقع اجباری بود. اما بهرحال دوست شخد شدیم
سومین سر تکون داد و به زمین خیره شد. حقیقتا درک اینهمه اطلاعات جدید برای مغز کوچیکش زیاد بود. اشکالی نداره که رازشو فاش کردی؟ آهسته گفت و بکهیون خندید راز چی ؟ کل دنیا میدونن دیگه. فقط توی بیچاره از همه جا بیخبری لبهای سومین دوباره آویزون شد. شاید تو اولین قانون شکنی تهیونگ باشی پارک سومین! توجهش دوباره جلب شد نگاهش کرد و تند تند پلک زد. فکر کردی اسباب بازی شدی ؟ شاید هم شده باشی. ولی حداقل تهیونگ بعد اینهمه سال یهو تو رو پیش خودش نگه داشته . خب شاید بی دلیل نیست. بکهیون حالا خیلی جدی تر شده بود. فقط مواظب باش لو ..نری بقیهش خودش درست میشه آهسته سر تکون داد. سومين بکهیون دوباره از نقاب جدی اش بیرون اومد و با نیشخند گفت: حالا نوبت توعه خانوم کی باشن دقیقا ؟ خب سومین خندید بکهیون واقعا با نمک بود ! بارون می بارید... سومین گوشه ی دیوار ایستاده بود و به قطرات درشت و آبدار بارون نگاه میکرد تند و تند هم نفس میک کشید تا عطر سبزه و خاک
دیدگاه ها (۲)

زخم کهنه پارت ۲۹ بارون زده از بینیش تموم نشه تمام مدت ایستا...

زخم کهنه پارت ۳۰ انگار مخاطب این حرفها سومین نبود لبخند شیطو...

زخم کهنه پارت ۲۷ نکرد و فقط اهسته سکسکه می.کرد چند لحظه سکوت...

زخم کهنه پارت ۲۶ سکوت شد. حتی خود سومین هم از چیزی که گفته ب...

زخم کهنه پارت ۴۳ و نگاهش کرد. دخترک داشت شونهش رو ناز میکرد ...

زخم کهنه پارت ۱۹ لحن تهیونگ شوخی خیلی پنهانی در اعماقش داشت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط