زخم کهنه

زخم کهنه
پارت ۳۰

انگار مخاطب این حرفها سومین نبود لبخند شیطون سومين محو شد و لبهاشو روی هم فشار داد. مگه نمیدونستی که من ترسوی عالمم؟ نمیدونست چرا یکدفعه اینهمه ناراحت شده . تهیونگ حرف بدی نزده بود در رو باز کرد و جلوتر رفت به وسط سالن که رسید عطسهای کرد و به سمت اتاقش راه افتاد. توقع زیادی بود که پسر گروگان گیر بیاد دنبالش . سومين داشت کم کم فراموش میکرد. عطسه ی بلند و یه فین گنده توی دستمال کرد و کتاب توی دستش انداخت روی مبل سرش رو به پشتی مبل تکیه داد و دستش رو روی پیشونی فشار داد: آی سرم خدا! رو در بدون در خوردن با تقهای باز شد و باعث شد تهیونگ بلافاصله خبردار بایسته فقط یک نفر توی این خونه بدون در زدن وارد میشد و اونم معلوم بود کی بود. با ورود مرد میانسال نفس عمیقی کشید و از این واکنشش متنفر شد. سلام پسرم ؛ کرونا گرفتی؟ با ورودش با لحن ملایمی گفت و کیونگسو دوباره نفس عمیق کشید: سلام. شاید ! الآن ماسک میزنم توی این خونه دارن چه غلطی میکنن که تو اینطور مریض شدی؟ پدرش جدی گفت و تهیونگ بیحوصله به سمت میز رفت تا ماسک برداره. امیدوار بود با بهانه کرونا گرفتن پدرش بیخیال شه و برگرده اتاقش... اصلا پدرش کی اومده بود ؟ تهیونگ هنوز
شه و برگرده اتاقش... اصلا پدرش کی اومده بود ؟ تهیونگ هنوز فرصت نکرده بود به سومین بگه ! در لحظه استرسش بیشتر .شد با طپش قلب ماسکی روی صورتش و برگشت به سمت مرد دیگه اونا بیبی سيتر من نیستن. گذاشت خودم مراقب نبودم باید دوز بعدی واکسن رو سریعتر بزنی! بعد از تموم شدن دوره بیماری ، حتما. کوتاه جواب مید داد و پدرش اشاره کرد که بشینه میترسم به شما سرایت کنه بهانهش رو بالآخره گفت و پدرش :خندید نگران نباش من بدن قوی ای دارم یعنی تهیونگ ضعیف بود؟ خب ؛ تحقیر کردنش موفقیت آمیز بود. البته این اولین بار .نبود روتین زندگی پدرش بود. نشست و تهیونگ ، بی اهمیت به مکالمه ای که قرار بود پیش بره ، به سومین بیخبر فکر میکرد . پاهاش رو روی زمین میک کشید و به سمت آشپزخونه میرفت.از سر گشنه ش بود اما حوصلهش نمیذاشت تا اونجا راه بره.ولی شب حالا از گرسنگی خوابش نمیبرد و دیگه تنبلی داشت اذیتش میکرد هنوز از سالن عبور نکرده بود که صدایی میخکوبش کرد دوست دختر بکهیون؟ شوکه به سمتش برگشت و وقتی دید اشتباه نکرده لبهاشو با استرس روی هم کشید اوه جناب لی! ... و لبخند ترسیده ای زد و تعظیم کرد. چی اینموقع شب شما رو به اینجا کشونده ؟
دیدگاه ها (۲)

زخم کهنه پارت ۳۱ و لبخند ترسیده ای زد و تعظیم کرد. چی این مو...

زخم کهنه پارت ۳۳ در سکوت به خوردن غذهای نیمه آماده ای که بکه...

زخم کهنه پارت ۲۹ بارون زده از بینیش تموم نشه تمام مدت ایستا...

زخم کهنه پارت ۲۸ پدر تهیونگ آدم موجهایه! یعنی از بیرون عمرا ...

زخم کهنه پارت ۳۹ نمیتونم راهشو ادامه بدم. پس از نظر اون خوب...

زخم کهنه پارت ۴۶ تهیونگ هم حتما می آد بنابراین کیک رو برداشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط