{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P3

P3

نامی:جیوونا....من دوست دارم
و بوسیدش...
جیوون اول کپ کرده بود اما کمی بعد...متوجه احساسی که به نامی داشت شد و...
خودتون بفهمید بقیشو

*فردای اون روز
استاد:بچه ها..همونطور که میدونید امروز میریم به یه اردوی سه روزه
آماده اید؟
همه:بله
استاد:پس سوار شید
امیدوارم بهتون خوش بگذره
بچه ها سوار شدن و راه افتادن
جیوون همش سرش تو گوشیش بود و داشت لبخند میزد و گاهی هم میخندید
و...بله
واضح بود داشت با کی چت میکرد
ارا و تیام بهش شک کردن
تیام:هی هی هی هی هیییییییی جیوونا..رفتی قاطی مرغا؟
ارا:راست میگه...خبریه شیطون؟؟
جیوون بالاخره به خودش اومد و به اون دو نفر نگاه کرد
جیوون:خبر کجا بود(از خجالت قرمز شده)
ارا:تو که داری راست میگی
تیام:عکسی ازش داری حالا؟
جیوون:اوهوم...
اون یه مافیاست
تیام و ارا:چیییییییی؟
همه بچه ها به اونا نگاه کردن
جیوون:چیزی نیست بچه ها به کارتون برسید(لبخند)
شما دو تا هم ارومتررررر
ارا:یعنی چی که مافیاست..میدونی چقد خطرناکه؟
تیام:خیلی خطر داره
جیوون:اون بهم صدمه ای نمیزنه...
ارا:من از مافیا ها اصلا خوشم نمیاد...انصاف نیست که آدم میکشن به خاطر پول..
جیوون:اون اینجوری نیست..
تیام:پس چجوریه هوم؟حق با اراست...چجوری عاشقش شدی..
جیوون:چی بگم...(دوباره خجالت)
تیام رو به ارا:وضعش خیلی خرابه(سر تکون دادن به نشونه متاسف بودن)
ارا:خیلی...





ببخشید پارت قبل دستم خورد
دیدگاه ها (۲)

ᴘᴀʀᴛ ۳۵ | یه روز خاصچند روز بعد...جونگ‌کوک وقتی از شرکت برگش...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "37""ویو جئون آنجلینا"هنوز...

𝙿𝚊𝚛𝚝𝟹سه ماه بعد...همه چیز خیلی عادی پیش میرفت.کلاس زبان تموم...

پارت یازدهم با چیزی که دیدم خشکم زد یعنی یونگی با اون دوستهه...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۲ — لو رفتی رها!جونگکوک از وقتی تهیونگ ...

پارت چهارم | «فقط یه استاد»جمعه، بعد از آخرین کلاس، حیاط دان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط