{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نوشته ای زیبا از "سیمین بهبهانی"

نوشته ای زیبا از "سیمین بهبهانی"

داشتم به میهمانم می گفتم که ...

اگر راحت تر است ...

رویه نایلونی روی مبل های سفید را بردارم ...

نرسیده بودم قبل از رسیدنشان برشان دارم ...

او تعارف کرد و گفت راحت است ...

من اما گرمم شد و برش داشتم ...

بعد یکدفعه حس کردم چقدر راحت تر است ...

سه سالی می شود خریدمشان اما ...

هیچ لک و ضربه ای بر آنها نیفتاده ...

اگرچه اکثر اوقات ...

به دلیل ماندن همین روپوش نایلونی بر رویشان ...

از لذت راحتی شان محروم مانده ایم ...

بعد یاد همه روکش های ...

روی اشیای زندگی خودم و اطرافیانم میفتم ...

روکش های روی موبایل ها ...

شیشه ها، روکش های صندلی ماشین ...

هر روز در روابط روزمره مان نیز ...

همین روکش ها را بر رفتارمان می گذاریم ...

تا فلانی نفهمد عصبانی هستیم ...

فلانی نفهمد چقدر خوشحالیم ...

فلانی نفهمد چقدر شکست خورده ایم ...

نقاب ها و روکش ها را استفاده می کنیم ...

برای اینکه اعتقاد داریم ...

اینطوری شخصیت اجتماعی ما برای یک روز مبادا بهتر است ...

کدام روز مبادا ؟؟؟

زندگی همین امروز است ...
دیدگاه ها (۱۳)

پارت: 5 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گس قهوه جوشیده، وانیل ...

ادامه ترجمه🎂🐨🐨 تمام تلاشمو می‌کنم تا هر روز رو به بهترین شک...

رمان :قرارداد سرنوشت

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش سوم_توی راه‌پله دستی روی ش...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁴هم از اینکه حالش خوب بود،یه جور عجیبی...

پارت آخر — «میراثِ عشق» 🖤سال‌ها گذشت.خانه‌ای که روزی پر از ص...

#تجربه_من ۱۸۹#ازدواج_در_وقت_نیاز #ازدواج_آسان #حرف_مردم #فرز...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❶_بخش دوم_یک لحظه نگاهش می‌کنم و بعد می‌گویم"من ...

#ارباب‌سنگدل #پارت_4ا.ت ترسیده گفت : نه اشتباهی شده من کاری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط