{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این داستان تقدیم مدوسا و امیر خان که امشب سراغمو گرفتن♥_♥

این داستان تقدیم مدوسا و امیر خان که امشب سراغمو گرفتن♥_♥




مردی در سواحل مکزیک به هنگام غروب خورشید در حال قدم زدن بود همان طوری که راه می رفت شخص دیگری را دید که به وی نزدیک میشد متوجه شد که او به طور مداوم خم شده ، چیزی را از روی شن های ساحل برداشته وبه میان دریا پرتاب میکند

مرد باتعجب به اونزدیک شد وپرسید :عصربخیر رفیق چکار می کنی؟؟؟


آن شخص پاسخ داد:اکنون هنگام پایین رفتن آب دریاست واین ستارگان زیبای دریایی در ساحل جا مانده اند اگر به داخل اقیانوس برنگردند ار کمبود اکسیژن خواهند مرد ؛ خب، من دارم آن ها رابه داخل آب می اندازم

مرد به اوگفت:اما هزاران ستاره دریایی در ساحل افتاده اند تو نمی توانی به همه ی آنها برسی آنها بسیار زیادند این اتفاق همه روزه در صدها کیلومتر ساحل این منطقه رخ می دهد امکان ندارد که بتوانی تغییر ایجاد کنی.

آن شخص باشنیدن این مطلب لبخندی زد خم شد ودوباره ستاره ی دیگری را برداشت وهمان طور که آن را به میان دریا پرت می کرد،
پاسخ داد:برای این یکی تغییری ایجاد شد
دیدگاه ها (۲۰)

*سدیاسکو*در زمان های گذشته پادشاهی تخته سنگی را در وسط جاده ...

*زور نزن، فکر کن*مرد قوی هیکلی در کارگاه چوب بری استخدام شدت...

دل داشته باش!یک جوان در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود چون هن...

آهنگری بود که پس از گذارندن دوران جوانی پر شر وشور تصمیم گرف...

#حکایت_قدیمی داستانی زیبا از کرامت امیرالمؤمنین (ع)پدر آیت‌...

فرزند کدام دریا بودی...؟ که سَهمَت از ارث موج موهایت شد؟!#س...

‏✅ ناو زنگ زده آبراهام لینکلن، نماد فرسودگی هژمونی آمریکاسی‌...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :اگر سؤالی در ذهن خودتا...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 116✦...................

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟓 | دریاچند ماه بعد، بهار از راه رسید.ا/ت بالاخره تصمیم...

السلام علیک یا حجت الله فی ارضه ع

جنجال در شالکه: دعوا و درگیری پسرعموهای گولر

🔴 قسمت سوم از روشنگری بنزینی:حقیقت مافیای گردن کلفت اما خودی...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :به ویژه دراین دوران که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط