{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق مشکی

عشق مشکی
p35

از زبان ا.ت:
چشمامو باز کردم دیدم تو بیمارستان بستری شدم
دکترو صدا زدم اومد داخل سروممو باز کرد و گفت شما مرخصی

که دیدم تهیونگ اومد داخل با چشمای به خون نشسته
یه لحظه ترسیدم ولی به روی خودم نیاوردم
با کمک تهیونگ بلند شدم

و از اتاق رفتیم بیرون
تهیونگ مچ دستمو خیلی محکم گرفت و با خوش میکشید

-ایییی تهیونگ دستمو شکستی ولم کن
تهیونگ برگشت یه سیلی زد تو گوشم

با ناراحتی بهش نگاه کردم که پرتم کرد تو ماشین
خودشم سوار شد خواستم پیاده شم درو قفل کرد

-ته تروخدا میخوای چیکار کنی؟
+تهیونگ:دهنتو ببند
تهیونگ ماشینو روشن کرد و حرکت کرد خیلی تند رانندگی میکرد

-تهیونگ لطفاً خواهش میکنم
+تهیونگ:لنتی چرا بچمو کشتی؟
-تهیونگ من بچه خون اشام نمی‌خواستم

-خفه شو احمق صد بار بهت گفتم من خون اشام نیستم طلسم خون اشامم ولی کو گوش شنوا؟
اشکام می‌ریخت
-میخوای چیکار کنی؟

+تهیونگ:یه کاری که به غلط کردن بیوفتی بچه منو میکشی؟
-تهیونگ ما باید طلاق بگیریم مگه قرار نزاشتی باهام!

+تهیونگ:قرار بی قرار ا.ت تو مال منی شنیدی یا دوباره بگم؟
-نیستم
+تهیونگ:هستی بریم خونه حالیت میکنم مال کی هستی و چجوری هستی

-خیلی نامردی تو قول دادی طلاقم بدی
+تهیونگ:نه طلاقت نمیدم بیب
-هه بیب پس ا.د جونت چی شد؟

+تهیونگ:اسم اون هرزه رو نیار جلوی من
و با عصبانیت زد به فرمون ماشین
منم به معنای واقعی خفه شدم

+تهیونگ:اون دیگه دوست دختر من نیست تصمیم دارم به زنم برسم
پوزخندی زدم
دیدگاه ها (۴۴)

عشق مشکی p36از زبان ا.ت:تهیونگ همینجوری تند رانندگی میکرد من...

عشق مشکی p37بعد تموم شدن غذا تهیونگ سرفه ای کرد بهش نگاه کرد...

عشق مشکی p34از زبان تهیونگ:با عصبانیت رانندگی میکردم بغض بدی...

عشق مشکی p33£جونگ کوک:چه کمکی چیزی شده ا.ت؟-اره جونگ کوک یاد...

سناریو•وقتی میفهمی خوناشام هستن و ازشون میپرسی/•نامجون: اره ...

love Between the Tides⁴⁵یک ساعت بعدتق تق تق تهیونگ: کیه؟ درو...

چند پارتی درخواستی پارت ۳ا/ت . با ترس به شیشه ماشین نگاه میک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط