{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدا دخترک را آفرید،زییباییش را در پاکتی سَر به مُهر گذاشت

خدا دخترک را آفرید،زییباییش را در پاکتی سَر به مُهر گذاشته و به دستش داد و گفت:در این پاکت رازی ست مَحرَمانه...
مبادا جُز برای محارِم فاشش کنی!رازِ خود را زیرِ روسری ات خوب بپوشان...!
دیدگاه ها (۲)

به دنبالِ دلیلی مُحکم قدم میزد...کوچه های شهر عوض شده بود......

تمــــامِ کُمُـــدها را زیر و رو میکنم..لباسهای بهـــاری...ب...

شهید...

کجاییـــــــد ای پرستوهای عاشق...

زندگـــــيهدیه خدا برای توستو این خــــود کافیست کهمسرور باش...

dark life = 28

پدرخوانده²p²ا.ت پاکت رو محکم توی دستش گرفته بود.+ ا.ت، پاکت ...

پارت سوم_جایی میان ما تهیونگ تا صبح نتوانست بخوابد.حرف‌های م...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵¹ویو: جونگ کوک× وایی خداااکوک این...

صبح روز بعد، ات وقتی از اتاقش بیرون آمد، انتظار داشت مثل همی...

سناریو تهیونگ

Part 3

#ازدواج_اجباری P13پرش به فردا صبح ساعت ۸:۴۵ویو اتبا سردرد شد...

وارث سایه ها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط