{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک قدم برداشتم دور از تو سرگردان شدم

یک قدم برداشتم دور از تو سرگردان شدم
آنقدر باریدم و باریدم و باران شدم

با نسیمی که گذشت از لای موهای سرت
دور خود چرخیدم و چرخیدم و طوفان شدم

بی سر و سامانی امروز این دل را نبین
من همان کوهم که دور از توچنین لرزان شدم

رفتنت حتی خدا را برد از دنیای من
کوه ایمان بودم و از قصد بی ایمان شدم

ای پرستو! آسمان را مال خود کردی ومن
عاقبت سایه نشین گوشه ی زندان شدم

تاب سرما را ندارم ناجوانمردی بس است
رفتی و بعد از تومن آواره ی ...... شدم
دیدگاه ها (۱)

شده تا نیمه ی شب در بزنی ، وا نکنند؟یا دری را شده با سر بزنی...

مثل هرشب هوس عشق خودت زدبه سرمچندساعت شده از زندگی ام بیخبرم...

کوری یعقوب یا , رسوایی بانوی مصر...

دلم بالکنی می خواهدروبه شهر......و کمی باد خنک صبحگاهی... یک...

یک قدم برداشتم دور از تو سرگردان شدمآنقدر باریدم و باریدم و ...

یک قدم برداشتم دور از تو سرگردان شدمآنقدر باریدم و باریدم و ...

یک قدم برداشتم دور از تو سرگردان شدمآنقدر باریدم و باریدم و ...

یک قدم برداشتم دور از تو سرگردان شدمآنقدر باریدم و باریدم و ...

یک قدم برداشتم دور از تو سرگردان شدمآنقدر باریدم و باریدم و ...

یک قدم برداشتم دور از تو سرگردان شدمآنقدر باریدم و باریدم و ...

یک قدم برداشتم دور از تو سرگردان شدمآنقدر باریدم و باریدم و ...

یک قدم برداشتم دور از تو سرگردان شدمآنقدر باریدم و باریدم و ...

یک قدم برداشتم دور از تو سرگردان شدمآنقدر باریدم و باریدم و ...

یک قدم برداشتم دور از تو سرگردان شدمآنقدر باریدم و باریدم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط