{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

3 تفنگدار )

3 تفنگدار )
پارت ۲۰۵

یوری همراه جیمین روی مبل نشسته بود و با ذوق به اطراف نگاه میکرد .. از جای که فکر کردین 3 تفنگدار باند معروف ای بود و از از باند های ساده تر سر خم می‌کردن جلو آن سه پسر زیرک و باهوش ..
خنده های بلند و بلند تر میشدم خوشبختانه ترین روز دنیا بود ولی صدا پاشنه های مردانه به گوششون خورد وسمت در چشم دوختند .. حتی یونگی و جین نامجون شوکه به آن مرد خیره بود همراهش زنی با لباس بلند و هم رنگ لباس همسرای 3 تفنگدار کنار هوسوک ایستاد
هوسوک با خنده تمسخرآمیز گفت : خب یه باند چانگ کم بود ولی اونم اضافه شد .. حالتون چطوره 3 تفنگدار سابق
یونگی لحظه ای سکوت کرد و متعجب نگاهش کرد ولی جونگکوک مثل بقیه نبود که سکوت وایسته تند و با خنده گنگ گفت : بح چه میشه کرد یه دزد کم داشتیم که اونم اضافه شد ..
جیمین پسخند زد و تند از روی مبل بلند شد محکم و خشن از لای دندون هایش غرید :
دیدگاه ها (۵)

3 تفنگدار )پارت ۲۰۸ جیمین برای مسخره کردن سخن های آن ها ای ک...

تفنگدار‌ )پارت ۲۰۹ باورش سخته ولی ما این زندگی سختو گزروندیم...

3 تفنگدار )پارت ۲۰۴سپس هر دو با گام های آروم و مانند عشق سمت...

3 تفنگدار )پارت ۲۰۴محکم در ماشین را بهم زد سپس به سمت آسانسو...

و بعد در حالی که دست ازادش رو پشت گردنش میکشید، گفت: "تقریب...

مردی در ساحل...[پارت نهم]خورشید آرام‌آرام پایین‌تر می‌رفت.نو...

سو آه اخم کرد و دست به کمر شد دخترک آوا با چشم های سبز تیره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط