{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا با من تنها مگذارید

مرا با من تنها مگذارید
درون من هیولاییست
که وقت تنهایی
به جان من چنگ می زند
گلوی خاطره را می درد

مرا با من تنها نگذارید
خدا را
من از هیولایی که شبیه توست
می ترسم!!!
دیدگاه ها (۱)

گاهی فکر میکنم ، بعضی محبتها رو به جای بعضی آدمها ، اگه به س...

ای جونور , عاشقشم یعنی

نامه کودک یتیم به دوستش علی :(((((((((((((((((((((سلام فردا ...

ای مرد سرتو بالا بگیر! از چی خجالت میکشی؟ مگر فراموش کرده ا...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

دقیق که می‌شوم، شگفتا از این جعبه‌های جادویی که سال‌ها خاطره...

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

نمی خواهم شکایت کنم. شکایت جنسش فرق دارد با غر زدن...آدم شاک...

«دیگر از مرگ نمی‌هراسم؛ خانه اصلی آنجاست»بابا...🖤🥀این روزها ...

من فقط ۱۶ سالمه، ولی از صد تا پیرمرد خسته‌تر و بی‌حال‌ترم… 😣...

من اگر یک روزخدا را ببینم،نه از بهشت می‌پرسم،نه از جهنم.فقط ...

«در این شب‌های جمعه، وقتی سکوتِ سنگین بر تمامِ هستی چیره می‌...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط