{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوپارتی هیونجین:

دوپارتی هیونجین:
[وقتی دیر میاد خونه و تو میگی....]

رو کاناپه دراز کشیده بودی ساعت ۳ نصف شب بود داشتی با گوشی ور میرفتی که صدای کلید اومد پاشدی و تا هیون در رو باز رفتی زودتر در رو باز کردی و...
ات: سلام هیون خسته نباشی
هیون: سلام مرسی [سرد]
در رو بستی و هیون رفت رو کاناپه نشست
ات: غذاتو گرم کردم نمیخوری؟
هیون:من خوردم
ات:هیون
هیون:بله؟
ات:چیزی شده به من نمیگی؟
هیون:نه
ات:یااااا[با لحن کیوت نشستی کنارش]
رفتی سر تو گذاشتی رو شونش و گفتی...
ات:تو یه چیزی رو قایم میکنی دیگه مثل اون ۲ سال پیش دوسم نداری دیگه برام وفت نمیزاری(بغض)
هیون:اینطور نیست فقط خستم چرا هیچوقت درکم نمیکنی؟
سرتو از رو شونش برداشتی بدون اینکه حرفی بگی رفتی اتاقتون و یه گوشه ی تخت پتو رو کشیدی روت و گریه کردی که هیون اومد...
هیون:بازم داری لوس میشی به نظرت من وقت این لوس بازیا و مسخره بازیای تورو دارم؟
پاشدی و گفتی...
ات:معلوم نیست ناز کدوم دختر رو میکشی و تا این ساعت بیرونی که وقت برای کشیدن ناز من نداری
هیون:ات از حدت نگذر...

لایک؟🪽🤡
دیدگاه ها (۰)

پارت دوم دو پارتی هیونجین 🤍. درخواستی. ات: سلام هیونجین: سلا...

#چند پارتیوقتی پسش میزنیخسته از شرکت برگشته بودی و داشتی درو...

پارت 7رمان ✨عشق مدرسه ای✨ هیونجین: باشه گلم 🎀فیلم ترسناک رو...

پارت 8رمان✨ عشق مدرسه ای✨هیون :باشهات ساعت رو نگاه کردات: هی...

پارت 9رمان🎀 عشق مدرسه ای🎀ویو نویسنده:صبح شده بود و هیون زودت...

پارت 11 رمان 🎀عشق مدرسه ای🎀که لیسا گفت: لیسا: اه اقای هوانگ ...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

پارت 17 رمان✨ عشق مدرسه ای ✨هیونجین: چشمکه یهو گوشی هیون زنگ...

پارت 14 رمان💘 عشق مدرسه ای💘فیلیکس: ممنون خانم فعلا خدافظ همگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط