{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه ای در دهه ۵۰

عاشقانه ای در دهه ۵۰
پارت ۸۲

ویو راوی
بعد از اینکه همه شامشون رو خوردن راهی اتاقشون شدن . تهیونگ درحالی که املیا رو بلند کرده به سمت اتاقشون میرن

_ از این اتاق خوشم میاد .....همه جاش بوی تو رو میده

+ولی فک کنم بوی تو رو هم میده

تهیونگ سرشو اورد جلوتر و گفت

_ مطمئنی؟

املیا سرشو به نشانه تأیید تکون داد تهیونگ هم املیا رو گذاشت رو تخت و خودشم ............

" دوستان عزیز زحمت بکشین بیاین قسمت کامنت ها اونجا تحویل بگیرین "
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت ۸۳ویو راوی پرش زمانی به فردا صبح با...

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت ۸۴ملکه = بزار من حرف بزنم.............

عاشقانه ای در دهه ۵۰ پارت ۸۱ویو راوی پزشک آوردن و زخم بازوی ...

سلام بچه‌ها اول اینکه داریم به پارت اسمات نزدیک میشیم تو کام...

عاشقانه ای در دهه ۵۰ پارت ۵۹ویو راوی تهیونگ که دید دارن نزدی...

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت ۳۷ویو راوی شب بود و همه تازه شامشون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط