{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

احساسم را به دار آویختم

احساسم را به دار آویختم
منطقم را به گلوله بستم
لعنت به هر دو که عمری بازیم دادند
دیگر بس است، میخواهم کمی به چشمانم اعتماد کنم!
دیدگاه ها (۱)

تقریبا همه ی مردم بخشی از عمرشان را ، در تلاش برای نشان دادن...

عاقبت جذر و مد

برای توصیف حالم همین یک جمله کافیست... خنده هایم درد میکند....

خواستم دل بــکـَـنَم. . . نمی گویم نشـــــد ؛ اتفاقا شـــــ...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

سه قلب یک عشق. 19

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش دوم_"دوست دارم سوروس"دوبا...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵⁶{ taehyung }ابتدا ...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵⁷" درمانگاه سئول "{...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت چهارم 4

لبخند قاتلپارت³⁵ویو سلینتمام شب فقط به اون دو پیام فکر می‌کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط