پرولتاریا(= طبقه کارگر )
پرولتاریا(= طبقه کارگر )
--------
از رنجی خسته ام که از آنِ من نیست
بر خاکی نشسته ام که از آنِ من نیست
با نامی زیسته ام که از آنِ من نیست
از دردی گریسته ام که از آنِ من نیست
در انتظار طعم تلخ مک دونالد
پشت شیشه های فست فود در صفم
زیر شیر باز نفت شرکت توتال
لای چرخهای پورشه در کفم
خشکیده از برق رولکس تو
شاد از شادی قرص اکس تو
برف زیر چوب اسکی تو شمشکم
آب میشوم، شرم کهریزکم
موش خیس و خسته از زجر جوبها
دلخوشم به خرده خیرات خوبها
پادویی پاره زیر پای بورسم
با فلک در فلاکت تو کورسم
ثبت شد در تناقض دوام ما
گور جد حرفها و پیام ما
از رنجی خسته ام که از آنِ من نیست
برخاکی نشسته ام که از آنِ من نیست
با نامی زیسته ام که از آنِ من نیست
از دردی گریسته ام که از آنِ من نیست
توی جنگ له زیر چرخ تانکها
در زمان صلح غرق قرض بانکها
پول خردی در قعر جیب ها
یک چک مچاله دست نانجیب ها
سود کار و بار و نبض کارخانه ام
حاشیه ترین محله، آشیانه ام
پنج صبح روی دار کُرد میشوم
با بلوچ و لر شکنجه، خرد میشوم
تَرکِ تُرک تارک از زبان مادری
یک ارومیه نمک به زخم آذری
خون و رگ زیرپوست سفید تو
گور جد وعده ها و وعید تو
از رنجی خسته ام که از آنِ من نیست
برخاکی نشسته ام که از آنِ من نیست
با نامی زیسته ام که از آنِ من نیست
از دردی گریسته ام که از آنِ من نیست
--------
از رنجی خسته ام که از آنِ من نیست
بر خاکی نشسته ام که از آنِ من نیست
با نامی زیسته ام که از آنِ من نیست
از دردی گریسته ام که از آنِ من نیست
در انتظار طعم تلخ مک دونالد
پشت شیشه های فست فود در صفم
زیر شیر باز نفت شرکت توتال
لای چرخهای پورشه در کفم
خشکیده از برق رولکس تو
شاد از شادی قرص اکس تو
برف زیر چوب اسکی تو شمشکم
آب میشوم، شرم کهریزکم
موش خیس و خسته از زجر جوبها
دلخوشم به خرده خیرات خوبها
پادویی پاره زیر پای بورسم
با فلک در فلاکت تو کورسم
ثبت شد در تناقض دوام ما
گور جد حرفها و پیام ما
از رنجی خسته ام که از آنِ من نیست
برخاکی نشسته ام که از آنِ من نیست
با نامی زیسته ام که از آنِ من نیست
از دردی گریسته ام که از آنِ من نیست
توی جنگ له زیر چرخ تانکها
در زمان صلح غرق قرض بانکها
پول خردی در قعر جیب ها
یک چک مچاله دست نانجیب ها
سود کار و بار و نبض کارخانه ام
حاشیه ترین محله، آشیانه ام
پنج صبح روی دار کُرد میشوم
با بلوچ و لر شکنجه، خرد میشوم
تَرکِ تُرک تارک از زبان مادری
یک ارومیه نمک به زخم آذری
خون و رگ زیرپوست سفید تو
گور جد وعده ها و وعید تو
از رنجی خسته ام که از آنِ من نیست
برخاکی نشسته ام که از آنِ من نیست
با نامی زیسته ام که از آنِ من نیست
از دردی گریسته ام که از آنِ من نیست
- ۱.۷k
- ۱۰ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط