آن که سودا زده چشم تو بوده است منم

آن که سودا زده چشم تو بوده است منم
و آن که از هر مژه صد چشمه گشوده است منم

آن ز ره مانده سرگشته که ناسازی بخت
ره به سر منزل وصلش ننموده است منم

آن که پیش لب شیرین تو ای چشمه نوش
آفرین گفته و دشنام شنوده است منم

آن که خواب خوشم از دیده ربوده است تویی
و آن که یک بوسه از آن لب نربوده است منم

ای که از چشم رهی پای کشیدی چون اشک
آن که چون آه به دنبال تو بوده است منم

#رهی_معیری
دیدگاه ها (۲)

چهار بعدازظهر بود و تو دقیقاً جلوی پیست اسکیت روی یخ ایستاده...

پارت 32🎀🦋 ویو آت 🦋🎀آت: بیا دیگه!ته: باشه. 😐🚗 توی ماشین...هیو...

چند پارتی بازیچه

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇25ویو هویج:حیاط هنوز شلوغ بود. اما بر...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 11 | جزئیات کوچکصبح روز بعد، ا/ت کمی زودتر از ...

آنکه سودا زده چشم تو بوده است منمو آنکه از هر مژه، صد چشمه گ...

آن که سودا زده ی چشم تو بوده است منم و آن که از هر مژه صد چش...

#رهی_معیریآن که سودازدهٔ چشم تو بوده‌ست منمو آن که از هر مژه...

آن که سودا زده چشم تو بوده است منمو آن که از هر مژه صد چشمه ...

📜#غزلیات#رهی_معیری#غزل_نوزدهمآن که سودا زده #چشم تو بوده است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط