{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حرف هیچکس را باور نکن

حرف هیچکس را باور نکن


اگر شبی فانوس ِ نفسهای من خاموش شد،

اگر به حجله آشنایی،

در حوالی ِ خیابان خاطره برخوردی

و عده ای به تو گفتند،

کبوترت در حسرت پر کشیدن پرپر زد !

تو حرفشان را باور نکن !

تمام این سالها کنار ِ من بودی !

کنار دلتنگی ِ دفاترم !

در گلدان چینی ِ اتاقم !

در دلم...

تو با من نبودی و من با تو بودم !

مگر نه که با هم بودن،

همین علاقه ساده سرودن فاصله است؟

من هم هر شب،

شعرهای نو سروده باران و بسه را

برای تو خواندم !

هر شب، شب بخیری به تو گفتم

و جواب ِ تو را،

از آنسوی سکوت ِ خوابهایم شنیدم !

تازه همین عکس ِ طاقچه نشین ِ تو،

همصحبت ِ تمام ِ دقایق تنهایی ِ من بود !

فرقی نداشت که فاصله دستهامان

چند فانوس ِ ستاره باشد،

پس دلواپس ِ‌انزوای این روزهای من نشو،

اگر به حجله ای خیس

در حوالی ِ خیابان خاطره برخوردی !

 

از یغما گلرویی
دیدگاه ها (۱)

از همان اشعار متفرقهﺁﯼ ﻟﯿﻠﯽ ﺟﺎﻥ ﻟﯿﻠﯽ ... ﻣﯽ ﺟﺎﻥ ﺟﺎﻧﺎﻥ ﻟﯿﻠﯽﺳﺮ...

قول می دهم!به نقطه ای نامعلوم که خیره می شوی،تمام ستاره های ...

ﺑﯿﻪ ﻣَﺮَﻩ ﯾﺎﺭﯼ ﺑَﺪَﻥ // ﻣﯽ ﺩﯾﻞِ ﺩﯾﻠﺪﺍﺭﯼ ﺑَﺪَﻥﺑﯿﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﯾﺎﺭﯼ ...

از اشعار متفرقهدو واره آسمانه دیل پورابوسیه ابرانه جیر مهتاب...

اگر شبی فانوس نفسهای من خاموش شد،اگر به حجله آشناییدر حوالی ...

عاشقانه های شبنم

اگر شبی فانوسِ نفس هایِ من خاموش شد اگر به حجلۀ آشناییدر حوا...

اگر شبیفانوس نفس‌های من خاموش شد،اگر به حجله آشناییدر حوالی ...

اگر شبی فانوس نفس‌های من خاموش شد،اگر به حجله آشنایی،در حوال...

اگر شبی فانوس نفس‌های من خاموش شد، اگر به حجله آشنایی، در حو...

اگر شبی فانوش نفسهای من خاموش شد ، اگر به حجله آشنایی برخورد...

هر شب ، شب بخیری به تو گفتم و جواب تو را از سکوت خواب هایم ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط