{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قصه مینویسم

قصه مینویسم
قصه غمهای نگفته ولی شنیده شده
گفتنی های زیاد از بیش و کم
من بگویم کی کسی باور کند
من چه هستم یک پرستوی صبور
من تورا باور کنم اما چه سود
من گذشتم تا تو را باور کنم اما چه سود
روزها نالیدم شبها شدم همراه اشک
دیدگاه ها (۳)

𝐑𝐮𝐝𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐜𝐮𝐭𝐞²یک ماه از شب دعوات با آلبوس گذشته بود.گاهی سعی...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش دوم_ بدون چوبدستی وردی می...

when silence became a scream last part

شجاعت در سایه

پارت اول — جایی میان ماجونگ‌کوک همیشه فکر می‌کرد عشق یعنی پی...

Part:6🐣سونا به همراه نامجون وارد اتاق او شد نامجون چراغ هار...

#داستان_شبدر شهری که موش آهن می‌خورد، کلاغ هم کودک می‌بردباز...

#تجربه_من ۱۳۶۵#فرزندآوری #جنسیت_فرزند #حق_حیات #سقط_جنین سلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط