{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من تمام روز را در زیر باران بوده ام

من تمام روز را در زیر باران بوده ام
آنطرف، آن گوشه، پایین خیابان بوده ام

میگذشتی، چتر در دست و من اما خیس خیس
پشت آن تندیس سنگی، توی میدان بوده ام

راستی توی خیابان کاجها را دیده ای؟
من همانجا، یک کناری، بین آنان بوده ام

میگذشتی، از کنارم چهره مهتابی و ناز
من نمیدانم چرا آن.لحظه پنهان بوده ام

گاهگاهی در نگاهت، یک فریبی بود، وای
ناز میکردی و من هر بار ویران بوده ام

من ظهور عشق ام و در عشق پنهانم ولی
با خود اندیشیده ای لابد، چه نادان بوده ام

آنطرف، آن گوشه، پایین خیابان، بارها
من تمام روز را در زیر باران بوده ام
دیدگاه ها (۱)

ای آنکه مرا برده ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

جوگندمیه موهام، من پیر شدم دختردر خاطره هایی دور، زنجیر شدم ...

بدجور هوس کرده دلم "ناز" برقصی!در خلوت بی پنجره ام "باز" برق...

امشب میزنم به سلامتیه اون لامصبی که از زندگیم رفت... ...

قسمت هشت

پارت اول: باران بعد از نیمه‌شبباران از عصر شروع شده بود و حا...

🧁 پارت یازدهم | زیر بارانچند روز بعد...از صبح، آسمان سئول اب...

سناریو کازوتورا درخواستی

باران از عصر شروع شده بود.چویا کنار پنجره ایستاده بود و به خ...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)»🎼 پارت پنجم: رقصِ سایه‌ه...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤 پارت دوم «بعضی آدم‌ها از همان نگاه ...

𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 𝖔𝖋 𝖑𝖔𝖛𝖊سایه های عشق.📜.🖇️.📜---پارت یک: سئول، خیابان‌ه...

تک‌پارتییی جدید از سوکجینییی به قلم لینا؟؟صدای باران با صدای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط