{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای آنکه مرا برده ای از یاد، کجایی؟

ای آنکه مرا برده ای از یاد، کجایی؟
بیگانه شدی، دست مریزاد، کجایی؟

دردام توام، نیست مرا راه گریزی
من عاشق این دام و تو صیاد کجایی؟

محبوس شدم گوشه ی ویرانه ی عشقت
آوار غمت بر سرم افتاد،کجایی؟

آسودگی ام،زندگی ام،دارو ندارم
در راه تو دادم همه بر باد، کجایی؟

اینجا چه کنم؟از که بگیرم خبرت را؟
از دست تو و ناز تو فریاد، کجایی؟

دانم که مرا بی خبری می کشد آخر
دیوانه شدم خانه ات آباد کجایی؟
دیدگاه ها (۱)

جوگندمیه موهام، من پیر شدم دختردر خاطره هایی دور، زنجیر شدم ...

نمیدانم...تو را به اندازه ی نفسم دوست دارمیا نفسم را به اندا...

من تمام روز را در زیر باران بوده ام آنطرف، آن گوشه، پایین خی...

بدجور هوس کرده دلم "ناز" برقصی!در خلوت بی پنجره ام "باز" برق...

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

قسمت ۷

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

Novel panleo ♡ #part⁶¹ ♡『 paniz 』نگاهی به آینه‌‌ی آسانسور کر...

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

پارت پنج

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط