part

part :12
راوی:
فردا قرار بود تو عمارت تهیونگ یه همونی بزرگ برگزار و تهیونگ از هفته قبل به مهموناش گفته بود که فردا بیاین عمارتش برای مهمونی تهیونگ خیلی دلش می‌خواست کنسلش کنه ولی کوک نذاشت و گفت کنسلش نکنه بهتره و خب طبیعتا تهیونگم به حرف پسر کوچولوش گوش میکنه و کنسل نمیکنه . تهیونگ با میسو کات کرد و هرچی بهش داده بود رو پس گرفت همه چیش رو .
ویو تهیونگ (علامت ته +علامت کوک_)
بعد اینکه کوک ظرفارو شست باهم رفتیم و رو کاناپه نشستیم
+خب فیلم نگاه کنیم ؟
دراز کشیدم و سرمو گذاشتم رو پاش . عاحححح خیلی حس خوبی داره
_چه فیلمی ؟
داره از من خجالت میکشه ؟
+هیاااا از من خجالت میکشی ؟
_خب ... خب یکم
بایه حرکت بلند شدم و جونگ کوک و خوابوندم رو مبل و روش خیمه زدم
+چرا از من خجالت میکیشی ؟
_چون تو اربابی و منم خدمت کارت
+الان دیگه من ارباب تو نیستم و تو هم خدمتکار من نیستی . تو الان پسر کو چولو ی منیییی
بعد بوسه ریزی رولباش کاشتم ولی اون لبش رو پاک کرد
_تهیونگاااا
+جونمممم
_زیاد لبامو بوس نکن
+چرا؟!
_خوشم نمیاد
منم لجم گرفت و هی نتد نتد لباش رو بوس کردم آخرش کوک صورتمو گرفت و ......
راوی: بعله دوستا کیس رفتن 😂
دیدگاه ها (۶)

part :13پرشی به فردا ویو کوک (علامت کوک +علامت ته _علامت بقی...

part:14ویو تهیونگ (علامت ته +علامت کوک_علامت بقیه ×)بعد اینک...

part :11(علامت کوک _علامت ته+)وقتی از هم جدا شدیم جونگ کوک ب...

part :10 ویو تهیونگ :(علامت ته +علامت کوک_ )میسو از صبح رفته...

پارت2. وقتی دستش داشتی اما

پارت 6 وقتی دوستش داشتی اما

چند پارتی درخواستی (ازدواج کردی بیبی⁴؟)روش خیمه زدم و لباساش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط