{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو ندیدی که دلم محو تماشای تو بود

تو ندیدی که دلم محو تماشای تو بود
محو‌آن‌زلف‌کمان‌مست‌به‌چشمان‌تو بود

مژه برهم نزدم‌ سوخت‌وجودم به‌غمت
تو کنار دگری بودی و دل غرق تو بود

آتشی‌راکه‌تو برجان‌زده‌ای سوخت مرا
عشق بی پرده بگویم ناز ابروی تو بود
(ندا)
دیدگاه ها (۱۰)

شمیم‌ گلواژه ‌های‌ نوشته بر سروده‌ات زیباستچه‌بگویم‌که‌حتی‌ن...

آه آن رود که به دریا زده امشب دل ماستعاشق‌ومست‌به‌صحرازده از...

🌱 شب‌است‌و ‌مهتاب‌وسوسوی‌ ستارگاندوباره‌کوچه‌، سکوت‌وخاطره‌ ...

✨ 💞 💞 💖 زندگی ‌رفت و خزان شد ولی ‌یارم نرسیدچه بگویم که چه ش...

گفته بودی تو چرا محو تماشای منی انقدر محو که حتی مژه بر هم ن...

گفته بودی تو چرا محو تماشای منی انقدر محو که حتی مژه بر هم ن...

گفته بودی ک چرا محو تماشای منیانچنان محو ک یک دم مژه برهم نز...

گفته بودی که چرا محو تماشای منی.آنقدر محو که یکدم مژه برهم ن...

گفته بودی که چرا محو تماشای منیآن‌چنان محو که یک دم مژه برهم...

گفته بودی که چرا محو تماشای منی ؟؟؟وآنچنان مات که یکدم مژه ب...

گفته بودی ک چرا محو تماشای منیآنچنان مات ک حتی مژه برهم نزنی...

گُفتہ بودے ڪ چِرا محو تماشاے منے؟آنچنان مات ڪ حتے مژه برهم ن...

گفته بودی که چرا محو تماشای منیآنچنان مات که یکدم مژه برهم ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط