{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part:۴
ویو ات
ات: چرا برای چی
ته : خب تا اونجا که میدونم الان بیکاری من یعنی رفیقم ی خدمتمار خصوصی نیاز داره و اگه میخوای برو اونجا
ات: نخیرم نمیخواد من دیگه سر خر نمیخواممم بم دستور بده
ته: این شمارمه نظرت عوض شد زنگ بزنم حالا هم برو بیرون
ات پیاده شد
ات: دیوانسس
ات تا خونه با خودش خرف میزد
ایشش چه مرد رو مخی بود همش با لبخند خرف میزدد. اییی ولی چرا دروغ خیلی جذاب بود
رسیدم درو باز کردم برقا هاموش بود رفتم تو اتاق خواب جویی خوابیده بود فک کنم خیلی گریعه کرده این همه دستمال رو تخت دیمالارو جمع کردم رو تخت دراز کشیدم
که بیدار شد
جویی : کیی اومدیی
ات: الان
جویی: رضایت داد؟
ات: ن» داستانو گف«
جویی : هب زنگ بزنم
ات: نچ من نمیخوام کسی بم دستور بده
جویی: ولی خب چیکار کنیم
دیدگاه ها (۰)

ات: بگیر بخواب فردا حرف میزنیم جوی: باشه دختره احمقجویی خوا...

part:6ویو ات اماده شدم ب ادرس رفتم ی خونههه بزرگ که البته ام...

ویو جونگ کوکبا تهیونگ قرار داشتم اماده شدم ب سمت لوکیشن رفتم...

Part:2جویی درو باز کرد دوتا مامور جلو در بودن جویی: ببخشید ک...

p11زنگ زدم به تهیونگ و بهش گفتم بیاد بار همیشگی که با بچه می...

Dark Loveفصل ۲ پارت ۱۴☆

پارت اخر: زندان ارباب جئونجونگکوک همراه بوسه ات رو انداخت رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط