عشقسیاه

#عشق_سیاه

اگه کوک بفهمه اینا بچه هاشن ...نه نه

بچه ها رو ازم میگیره
نباید بفهمه

+:این آقا یکی از دوستان قدیمیم هستن

*:چه جذابه
^:اسمت چیه

-:آاام جونگکوکم

*:اسمتم مثل خودت جذابه

کوک لبخندی از شیرین زبونی جونا زد

-:خوب حالا من یه سوال میپرسم
*:بگوو
^:چی میخوای بپرسی

-:اسم شما دوتا‌نمکدون چیه

*:من جونا هستم
^:منم جونگی ام من از جونا یه دقیقه کوچیک ترم

-:موش نخور شما رو با این شیرین زبونیتون

*:تو‌چند سالته

-:من۳۳ سالمه

*:چه خوب موندین

+:اوهوم وست غذا حرف نزنین

^*:چشم

ادامه غذا توی سکوت خورده شد

*:مامانی خیلی خوشمزه شده بود دستت درد نکنه
^:مرسی مامان

+:برین توی اتاق مشقاتون رو بنویسید تموم شد بازی کنین

بچه ها رفتن توی اتاق منم جمع و جور کردم

-:غذات خوشمزه بود
+:کی میری جونگکوک
-:چی
+:نگو که نشنیدی
-:چرا همچین چیزی میپرسی
+:چون باید بدونم من باید به کار و زندگیم برسم
-:من با تو برمیگردم
+:من قصد برگشت ندارم من اینجا زندگی خودم رو دارم زندگی به دور از تیر و تفنگ و مافیا زندگیم غرق در آرامشه نمیخوام از دستش بدم
-:ا/ت
+:من حرفم رو زدم حالا میری یا زنگ بزنم پلیس گزارشت رو بدم

دستم رو گرفت و کوبوندتم توی دیوار


پایان پارت۹۸
دیدگاه ها (۰)

#عشق_سیاه-:تو زنگ نمیزنی+:چرا میزنم-:تو منو تحویل نمیدی+:امت...

#عشق_سیاه-:ا/ت..یعنی..من بابام+:اوهوم-:اونا..بچه های منن+:او...

#وهمپارت۸۶-:هوم (خوابالو+:بیدار شونگاهی بهم کرد-:دارم خواب...

#وهمپارت۸۵چییییینمیشه خجالت میکشمذهن:پس بیخیال نقشه شوباشه ب...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁴..وقتی در اتاق رو باز کردم متوج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط