{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"قرار"

"قرار"

یک) سه ساعت منو سر قرار کاشت.
نرسیده هم گفت دیرم شده و باید برگردم...
بعدش بهم پیام داد :" عزیزم...یادم رفت بهت بگم دوستت دارم سری بعد انشالله "
به نظرتون باز باهاش قرار بزارم...؟؟؟


دو) آدمی که موقعِ یه قرار عاشقانه،بیشتر به سر و وضعش نگاه می کنه تا به تو،باز قابل تحمله...!
وای از اونی که همش نگاهش به ساعته.


سه) قرار گذاشتیم وقتی همو دیدیم فقط حرفای خوب خوب بزنیم.
رفتیم تو یه کافه و کلی حرف های خوب خوب زدیم...
من به چشاش نگاه کردم اون به دستام.


چهار) قرارمون ساعت ۵ بود.
دم پاساژ مهدی...
جفتمون ولی ساعت ۴ اونجا بودیم...!
نمیدونم از علاقه ی زیاد بود...یا ترس از ترافیک.


پنج) سلام عزیزم،ساعت ۷ همونجای همیشگی منتظرتم...
ولی من که دفعه ی اوله میخوام اونو ببینیم...
منظورش چی بود واقعا...!؟




"حمید جدیدی"
دیدگاه ها (۱)

پارت ۷ "اخر"ساعت ۵ و ۳۰ دقیه عصر_خونه نامجون_نویسنده "کارن":...

The unwanted Roommate__________________________ویو پارک یوری...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part هیجان داشتم... دل...

پارت ۲۹

P⁴هاری هنوز به عکس خیره بود.سوآه پرسید: «هاری... چی رو یادت ...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت دهم: مهمونِ ناخوان...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_83با خوابالودی از سر جام بلن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط