{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همیشه این سوال ذهن مرا در بر میگیرد:

همیشه این سوال ذهن مرا در بر میگیرد:
که چـــــــــرا؟

اعتماد نگاه دیگران به تن ِزن ختم می شود؟!
مگر زن خلاصه شده در همین یک بدن؟!

کاش او را برای مهربانی قلبش میخواستــــی...
نـــه آنکه فقط شب را با تو به سر کنـــد!!

تو!
تمام قلب این زن را تسخیــر کردی...
ولی فقط پیچ و تاب تنش زیباست؟؟؟

چــــــــــرا لبخنــــــــدش رانمیبینــــــــــــــی که ..
از سردی ِ نگاهت بر روی لبانــــــــــــــش یــــــخ زده..؟؟ *M*
دیدگاه ها (۹)

راز هایی که مارا کنار هم آوردند=پارت۲چند روز گذشتلوید و یور ...

#تکپارتیاین قطار هیچ وقت نمی‌خوابه!چان/ا.تزمانی که به محل قر...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :برخی از احکام همخوابی ...

+ آخه اون الان فکر میکنه که من دارم با تو...حرفشو ادامه نداد...

کامیل خودشو پشت یوشیرو جمع کرد حضور اون دوتا خیلی سنگین بود ...

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟑جونگ‌کوک برای چند ثانیه هیچ ج...

#چندپارتیلینو/ا.تP:2قشنگترین لباس هات رو پوشیده بودی و منتظر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط