عشق بیرحمانه

عشق بی‌رحمانه
Part 17
جونگکوک: خواستم حالتو بپرسم
ات یه کام از سیگار گرفت
ات: خوبم.. برو
جونگکوک سیگار رو از دست ات کشید و انداخت زمین و با پاش له کرد
جونگکوک: دیگه این زهرماری رو نکش...
ات: برو.. من رو ول کن.. الان تو مال یونا هستی.. برو
جونگکوک:..‌ باشه.. خدافظ( سرد و کمی ناراحت)
جونگکوک رفت داخل سالن
ات همونجا نشست و آروم گریه میکرد
به سمت دستشویی رفت و ریمل که پخش شده بود رو پاک کرد
کرم پودرش رو تمدید کرد و یه رژ لب قرمز زد
از دستشویی رفت بیرون که با جیهوپ برخورد کرد
جیهوپ: ات.. خوبی؟
ات: .. خ..خوبم
جیهوپ: چرا یهو رفتی
ات:..... نمیخواستم اون لحظه رو ببینم
جیهوپ: ات.. خودتو عذاب نده..
ات: تو عشق رو درک نمیکنی هوپی...
جیهوپ: الهی بگردم
ات رو بغل کرد
جیهوپ: بیا این آب میوه رو بخور
ات آب میوه رو خورد
و دوباره حالش بد شد و رفت بالا آورد
جیهوپ‌نگران شد و دنبال ات رفت
جیهوپ: ات.. این روزا حالت خوب نیست. چرا بالا میاری؟
ات: هوپی.. م.. میترسم از کوک حامله باشم...
جیهوپ: چی؟ تو که گفتی دکتر گفته حامله نمیشی؟
ات: ن..نمیدونم
جیهوپ: تست دادی؟
ات: نه..
جیهوپ: چرا زودتر بهم‌نگفتی دختر...
ات: نمیتونستم.. خودمم مطمئن نیستم
جیهوپ: عوضی...
ات: با منی؟
جیهوپ اتورو بغل کرد
ات: نه پرنسس داداشی(دانلود یکی از این داداشا🫠)
دیدگاه ها (۱۰)

عشق بی‌رحمانهPart 18ات: جیهوپ.. دیدی.. دیدی عشقم رو ازم‌گرفت...

عشق بی رحمانهPart19از زبان ادمین( عه من🌝)خلاصه ات بعد از کلی...

عشق بی رحمانهPart 16عروس و دوماد وارد می‌شوند وارد شدنجونگکو...

عشق بی رحمانهpart 15جونگکوک دستش رو روی رون پای ات‌گذاشت و ش...

جیمین فیک زندگی پارت ۸۴#ویو جیمین نشسته بودیم پیش هم و اهو و...

وقتی زنش بودی و اون دوستت نداشتپارت ۴ویو اتکه محکم به یه پسر...

### فصل دوم | پارت ششم نویسنده: Ghazal ات هنوز تو بغل جونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط