{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روز عشق و دروغ وحسادت و دیونه گی با هم نشسته بود و از

یه روز عشق و دروغ وحسادت و دیونه گی با هم نشسته بود و از بی حوصله گی قرار گذاشتن با هم بازی قایم باشک بازی کنن قرعه به نام دیونه گی افتاد که چشم بزاره دیونه گی چشم گذاشت و همه قایم شدن دیونه گی همه رو پیدا کرد به جز عشق این وسط حسادت شروع به حسادت کردن کرد و به دیونه گی جای عشق رو گفت عشق داخل یه گل رز قرمز رنگی قایم شده بود دیونه گی که میخاست عشق رو غافل گیر کنه با یه تکه چوبی محکم به گل رز زد از قضا ضربه به چشمان عشق برخورد کرد وعشق کور شد دیونه گی از این کار خود بسیار نارحت شد و تصمیم گرفت تا اخر عمر دست عشق رو بگیره و همراه او باشه از اونجا بود که همیشه عشق و دیونه گی و گل رز قرمز رنگ شدن سه یار جدا نشدنی به خاطر همینه که همه میگن عشق کوره و همراه با دیونه گیه
دیدگاه ها (۴)

ﺩﻟﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ....!!!ﺑﻪ ﻗﺪﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ..ﺧﻨﺪﯾﺪﻡ....ﻭ ﻫﻤـــﻪ ﺁ...

ای به داد من رسیده تو روزای خود شکستنای چراغ مهربونی تو شبای...

ﻏــﺮﻕ ﺩﺭﺩﻡ ﻭﻟــﮯ ﻣﮯ ﺧـﻨـﺪﻡﺧـﻨـﺪﻩ ﺍﮮ ﮐـﻪ ﺗـﻠـﺨﯿـﺶ ﺭﺍ...ﻓـﻘـﻂ ...

┼єメ┼ ßY این روزا شرمنده دِلَـــــــم هستمواسه دلتنگیاشواسه غ...

dark life = 24

اسم : عشقی در تاریکی جنگل پارت ۷ (از زبان راوی ) بعد از چند ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p71«نه، نمی‌دونی. مطمئن بودم اگه یه کلمه...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p8اون روز، برخلاف همیشه، نینا تا آخرین کل...

I love you...but I don't know...How can I say this...to you....

dark life=23

آخرین دعا 1

[ #𝔻𝕒𝕣𝕜_ℝ𝕠𝕞𝕒𝕟𝕔𝕖 ]The Forced Law━━━━━━⊱ ✿ ⊰━━━━━━پارتے⁶⁷روزِ ...

dark life = 38

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط