یه روز عشق و دروغ وحسادت و دیونه گی با هم نشسته بود و از
یه روز عشق و دروغ وحسادت و دیونه گی با هم نشسته بود و از بی حوصله گی قرار گذاشتن با هم بازی قایم باشک بازی کنن قرعه به نام دیونه گی افتاد که چشم بزاره دیونه گی چشم گذاشت و همه قایم شدن دیونه گی همه رو پیدا کرد به جز عشق این وسط حسادت شروع به حسادت کردن کرد و به دیونه گی جای عشق رو گفت عشق داخل یه گل رز قرمز رنگی قایم شده بود دیونه گی که میخاست عشق رو غافل گیر کنه با یه تکه چوبی محکم به گل رز زد از قضا ضربه به چشمان عشق برخورد کرد وعشق کور شد دیونه گی از این کار خود بسیار نارحت شد و تصمیم گرفت تا اخر عمر دست عشق رو بگیره و همراه او باشه از اونجا بود که همیشه عشق و دیونه گی و گل رز قرمز رنگ شدن سه یار جدا نشدنی به خاطر همینه که همه میگن عشق کوره و همراه با دیونه گیه
- ۲.۶k
- ۱۳ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط