{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوست دارم،

دوست دارم،
که یک شبه شصت سال را سپری کنم ،
بعد بیایم و با عصایی در دست ،
کنار خیابانی شلوغ منتظرت شوم ،
تا تو بیایی و مرا نشناسی ،
ولی دستم را بگیری
و از ازدحام خیابان عبورم دهی .

mahtab
دیدگاه ها (۲)

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

ارغوان خوشگلبلای من:)))میخواستم خیلی زودتر برات پست بزارم ول...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

اون اعتمادی که من به تو داشتمهمه یک بار زیر روشد یک بار عوض ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❹آدم باید پل‌ها را خراب کند، تا راه برگشتن نداشته...

پارت یازدهم ویو جونگکوک -۰ داشتم توی حیاط قصر قدم میزدم و به...

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط