{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My doll

*My doll*
P⁸
ویو ات
با سر درد افتضاحی از خواب پریدم
+ایییییی
عین سگ زیر دلم درد میکرد
تمام اتفاق دیشب یادم افتاد..
*ات میزنه زیر گریه*
یعنی چی..
یعنی الان منم مثل هانا ی هر.زم؟
چرا من ..
چراااا *کمی داد*
چرا من باید یه همچین پدری داشته باشم چراااااااا*گریه*
-بیب ناراحت نباش من پیشتم *خواب الود*
+*میترسه*ار.ارباب
-دیگه به من نگو ارباب...
+چی بگم*اروم*
-چمیدونم بگو جونگ کوک
+چشم ارب.. ببخشید جونگ کوک
-افرین بیب حالا بلند شو و لباس بپوش
+میشه قبلش برم حموم؟؟
-باشه با هم بریم
+نه نه لازم نیس خودم میرم
*ات میاد سریع از رو تخت بلند شه که یک هو دلش درد میگیره*
+اییییییییی
-حالت خوبه؟؟
+ا.اره خوبم
-لجبازی نکن بیا باهم بریم
+ب.باشه*خجالتی*
دیدگاه ها (۳۳)

*My doll*P9ویو اتاروم بلندم کرد و منو به سمت حموم برد-همینجا...

*My doll*P10ویو اترفتم و امده شدم +خب من اومدم-*کوکی محو ات...

*My doll*P⁶(با جیغ ات جونگ کوک هول میشه و پرت میشه پایین)_آخ...

*My doll*P⁴ویو اتموهام رو خرگوشی بستم و اون لباس ها رو پوشید...

شب تولدم پارت 13ات: جونگ چرت و پرت نگو تفنگ تو جیب تو ویو ات...

شب تولدمپارت 8ات: برام مهمه که گریه نکنی (عربده) جونگ کوک: ا...

شب تولدم پارت 14ات: کوک ما با متور بریم جونگ کوک: باشه قشنگم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط