{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کمد و کشو و صندوق وسایل بچه ها چیزی جز جعبه های مهمات نبو

کمد و کشو و صندوق وسایل بچه ها چیزی جز جعبه های مهمات نبود؛ جعبه های نو و تمیزی که کف و دیواره آن را با روزنامه و مشمع عایق بندی می کردند و دور تا دور لبه های آن را با پلاستیک تیوپ دوچرخه واشر می گذاشتند تا آب و حشرات موذی به داخل آن راه نیابند. بعد آن را رنگ می زدند تا از جعبه دیگران مشخص باشد. در گوشه این جعبه شیشه مربا یا قوطی نارنجکی بود مخصوص خرده ریزها و وسایلی مثل ناخن گیر، پلاک، کلید، دکمه، نخ و سوزن و خودکار و غیر آن. درِ جعبه را که می گشودی با عکس دوستان شهید صاحب جعبه، تصویر حضرت امام و پوسترهای مورد توجه شخص مواجه می شدی و پیشانی بندهایی که یادگار شهدا بودند؛ به علاوه آینه ای که از داخل به در چسبانده بودند. روی این جعبه ها نام خود یا جملاتی چون «جنگ، جنگ تا پیروزی» و نظیر آن را می نوشتند و برایشان چفت و قفل تهیه می کردند و کلید آن را مثل مادربزرگ ها! با پلاک به گردن می آویختند.
دیدگاه ها (۱)

🖤 پارت ۳۷ | «اتاق ۱۳»راهروی ساختمان تاریک بود.صدای قدم‌های ل...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۱۷همه برای چند ثانیه به چراغ قرمز...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۸ | اتاق مخفی— کجا؟هانا هنوز به ک...

🧁 پارت بیست و یکم | سورپرایزی که همه همدستش بودنددو روز بعد....

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده»پارت : ۱۵ دو روز از اعلام خب...

پارت ۳۱ ساعت هفت و پنجاه دقیقه‌ی شب...جونگ‌کوک جلوی خانه‌ی ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط