Part:7
Part:7
ادامه فلش بک=
به همین علت آئوشی رو به یک یتیم خونه دیگه منتقل میکنن و بهش میگن که برادرت مرده و به آتسوشی هم همین حرف رو میزنن و میگن که خواهرت در اون انفجار مرده؛ سر انجام آئوشی عذاب وجدان و افسردگی تمام وجودش رو فرا میگیره و از موهبتش متنفر میشه و حتی خودش رو لایق نام خانوادگیش رو نمیدونست چون نتونسته به قولی که داده بود عمل کنه و از برادر کوچیکترش مراقبت کنه (ولی آتسوشی زنده ست). در آخر آئوشی از اون یتیم خونه لعنتی فرار میکنه و استاد بائو اون رو پیدا میکنه و کمکش میکنه که به موهبتش مسلط باشه و همچنین هنر های رزمی رو به آئوشی یاد میده؛ آئوشی هم همانطور که گفتم خودش رو لایق نام خانوادگیش نمیدونه و همچنین برای رهایی از این عذاب وجدان فامیلی خود رو «تودو» معرفی میکنه و بقیه داستان هم که خودتون می دونید چی میشه و چطوری به مافیای بندر ملحق میشه.
و حالا آتسوشی هم در همون یتیم خونه زندگی خودش رو سپری میکنه و در غم و اندوه خواهر از دست داده اش سال ها میگذره و وقتی به سن ۱۸ سالگی میرسه از یتیم خونه میندازنش بیرون و دازای پیداش میکنه یا بهتر بگم آتسوشی دازای و نجات میده و پیدا میکنه.
(نکته: همونطور که قبل تر هم گفتم هر وقت آئوشی و آتسوشی در کنار هم هستن یک هاله نوری به وجود میاد و اگر تسلطی بر موهبت هاشون نداشته باشن این هاله نوری تبدیل به موجی با انفجار میشه و در حادثه گمرک هم همین اتفاق افتاد چون آئوشی مات و مبهوت بود که این یارو برادرش هست یا نه به همین علت حواسش به کنترل کردن موهبتش نبود و آتسوشی هم که از هیچی خبر نداشت و نمیتونست درست چهره ی آئوشی رو به دلیل کلاه شنلش ببینه قدرتش رو فعال میکنه و به آئوشی نزدیک میشه و باعث اون انفجار میشه)
پایان فلش بک و پایان پارت هفتم
ادامه فلش بک=
به همین علت آئوشی رو به یک یتیم خونه دیگه منتقل میکنن و بهش میگن که برادرت مرده و به آتسوشی هم همین حرف رو میزنن و میگن که خواهرت در اون انفجار مرده؛ سر انجام آئوشی عذاب وجدان و افسردگی تمام وجودش رو فرا میگیره و از موهبتش متنفر میشه و حتی خودش رو لایق نام خانوادگیش رو نمیدونست چون نتونسته به قولی که داده بود عمل کنه و از برادر کوچیکترش مراقبت کنه (ولی آتسوشی زنده ست). در آخر آئوشی از اون یتیم خونه لعنتی فرار میکنه و استاد بائو اون رو پیدا میکنه و کمکش میکنه که به موهبتش مسلط باشه و همچنین هنر های رزمی رو به آئوشی یاد میده؛ آئوشی هم همانطور که گفتم خودش رو لایق نام خانوادگیش نمیدونه و همچنین برای رهایی از این عذاب وجدان فامیلی خود رو «تودو» معرفی میکنه و بقیه داستان هم که خودتون می دونید چی میشه و چطوری به مافیای بندر ملحق میشه.
و حالا آتسوشی هم در همون یتیم خونه زندگی خودش رو سپری میکنه و در غم و اندوه خواهر از دست داده اش سال ها میگذره و وقتی به سن ۱۸ سالگی میرسه از یتیم خونه میندازنش بیرون و دازای پیداش میکنه یا بهتر بگم آتسوشی دازای و نجات میده و پیدا میکنه.
(نکته: همونطور که قبل تر هم گفتم هر وقت آئوشی و آتسوشی در کنار هم هستن یک هاله نوری به وجود میاد و اگر تسلطی بر موهبت هاشون نداشته باشن این هاله نوری تبدیل به موجی با انفجار میشه و در حادثه گمرک هم همین اتفاق افتاد چون آئوشی مات و مبهوت بود که این یارو برادرش هست یا نه به همین علت حواسش به کنترل کردن موهبتش نبود و آتسوشی هم که از هیچی خبر نداشت و نمیتونست درست چهره ی آئوشی رو به دلیل کلاه شنلش ببینه قدرتش رو فعال میکنه و به آئوشی نزدیک میشه و باعث اون انفجار میشه)
پایان فلش بک و پایان پارت هفتم
- ۸۵
- ۲۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط