{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیا و این زمستان را با من باش

بیا و این زمستان را با من باش
فقط همین یک فصل هر که عاشق میشود، زمستان را دوست دارد.
دلش میخواهد با عشق اش توی برف راه برود.
دلش یک کافه ی دنج میخواهد و اسب سواری لب دریا.
کنار آتش هیزم های کهنه بنشیند و دست هایش را با گرمای بازدم او گرم کند.
چای تلخ دونفره هم حالش را جا می آورد.
عاشق که باشد فقط و فقط تو را میخواهد و خود خود تو را.
کلبه ای توی جنگل میخواهد و صدای قارقار کلاغی در سکوت برف.
دلش در انعکاس نارنجی نور آتش نشستن می خواهد و از لب شعله اش بوسه گرفتن
دلش لرزیدن در عمق داغ بازوان تو را میخواهد.
گاهی هم دلش میخواهد بهانه بگیرد و قهر و ناز و بعد هم یک آشتی طولانی.
آدم عاشق که میشود دلش خیلی چیزها میخواهد.
من هم این زمستان تو را میخواهم.
تو را با هر سلولی از وجود تو.
بیا و این زمستان را با من باش.
فقط همین یک فصل...♥️
دیدگاه ها (۱)

*teakook*

ازدواج پر حاشیه من☆پارت ۷☆{اسلاید دو انگشترا}ویو ا/ت:صبح ساع...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۷" در آغوش رویای آبی ات "...

the end-part 2

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 197♡⁠。⁠)⁩رفتم ل...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6جانگکوک زیر لب غرید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط