{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو می آیی

تو می آیی

در حالی که دستهایت پر از گلهای نرگس است

تو دل سرد یکایک ما را با نواهای گرمت آفتابی می کنی

و کعبه عشق را در آنها بنا خواهی کرد.

تو می آیی و دست نوازش بر سر میخک هایی

خواهی کشید که باد کمرشان را خم کرده است.

تو حتی بر قلب کاکتوسها هم رنگ مهربانی خواهی زد
دیدگاه ها (۴)

شعری تقدیم می کنم به اقامون امام رضا ع ...

یادمه اون شبی که تو حرم امام رضا که با هم نشسته بودیم تو...

مولای من ! می خواهم امروز با شما حرف بزنم چرا که اعتقاد دارم...

بیا آقابیا آقا، دلم تنگ است. بدون تو هر آوایی که می آید بد آ...

عاشق دیوانهp20

عصر کمرنگی می‌تازد ، با باد وحشی شبانه ای که از حالا شروع شد...

آوا که از شدت ترس نفسش بند آمده بود ولی با لبخند بغض آلود گف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط