{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رنگین کمان خاکستری

رنگین کمان خاکستری
پارت:۹

همین چند جمله‌ی ساده، همین نگاه‌های کوتاه و اون لبخند گرم... نمی‌دونم چرا، ولی یه لحظه همه‌چی از ذهنم پاک شد.
انگار زمان ایستاده بود، کافه توی سکوت غرق شده بود، و فقط صدای قلب من تو گوشم می‌کوبید.

اما خیلی زود، اون برگشت سر کارش. من موندم و یه منوی سرد و یه قلبی که عجیب داشت گرم می‌شد.


---

تا الان شیش تا لیوان قهوه خورده بودم. ساعت داشت از دوازده می‌گذشت.
چهار ساعته نشسته بودم اینجا، بی‌هیچ حرفی، فقط نگاهش می‌کردم.
هر حرکتش، حتی طرز گره زدن پیشبندش برام عجیب و
جذاب شده بود.
و بالاخره، وقتی کارش تموم شد.
پیش بند ابی شو از دور کمرش درآورد و اون ابشار ی رو که دم اسبی بسته بود و باز کردو دور شونه هاش ریخت .
خسته بود دستی به گردنش کشید و به سمت من اومد و سعی میکرد خسته بود نش و پشت اون لبخند سرخش قایم کنه .
_اوو واقعا منتظر موندید ببخشید این شبا واقعا شلوغه

+اشکال نداره ارزششو داشت
لبخند کم رنگی زد و گفت:
_ممنون بابت اون روز

دستشو سمتم دارز کرد:
_کیم هیورا هستم

به دستای کوچیک و سفیدش نگاه کردم،دستشو گرفتم
دستشو گرفتم دستاش اونقدر کوچیک بود که انگشتام روی ساعد دستش قرار می‌گرفت.

+جیهون.لی جیهون هستم

دستش و برد زیر چونش و لبای قرمز شو که بدون هیچ آرایشی زیبا بود داد جلو اینقدر بامزه شده بود که اصلا دلم نمی خواست هیچ کس دیگه ای اون رو توی اون حالت ببینه .
دیدگاه ها (۲)

رنگین کمان خاکسترے♠︎ پارت:۱۰+اسم جالبیه یعنی صبور و فداکار ت...

رنگین کمان خاکستریپارت:۱۱با احساس دردی توی سرم بیدار شدم ساع...

خب سلام خوشگلا 😁بریم پارت....

رنگین کمان خاکستریپارت:۸مات چهرش شده بودم که سرشو بالا کردو ...

dark life = 40

سفید و سیاه🤍🖤پارت یازدهم⚡️# قسمت ۱۱: «صبح بعد از اعتراف» 🤍🖤*...

پارت ۳۵

سفید و سیاهپارت‌ ۳۲آتسوشی داره دنبال آکوتاگاوا میگرده که از ...

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

پارت سیزدهم شب کنار ساحل نشستیم.سرم رو روی شانه‌ی جونگکوک گذ...

آپدیت استوری اینستاگرام جه هی(خواهر بزرگتر چانگبین)که تو ایو...

پارت: 17 (بخش3) **زاویه دید: زین**بدونِ اینکه برگردم سمتش، ب...

عنوان: به عنوانِ دوست پسرت (یوتا اوکوتسو)وقتی با هم راه می‌ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط