{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر کوچولو به مهمان گفت :

دختر کوچولو به مهمان گفت :
" میخوای عروسکامو بیارم ببینی ؟! "
مهمان با مهربانی جواب داد:
بله ... حتما ....

دخترک دوید و همه ی عروسک ها را آورد ....

بعضی از اونا واقعا با نمک بودن ...
ولی در بین اونا یک عروسک خیلی قشنگ دیگه هم بود

مهمان از دخترک پرسید:
کدومشونو بیشتر از همه دوست داری ... ؟!
و پیش خودش فکر کرد حتما اونی که از همه قشنگ تره ...!!!!

اما خیلی تعجب کرد
وقتی دید دخترک به عروسک پاره ای ک یک دست هم نداشت اشاره کرد و گفت :

" اینو "

مهمان با کنجکاوی پرسید:
اینکه زیاد خوشکل نیست ؟!!

دخترک جواب داد:

" آخه اگه منم دوستش نداشته باشم دیگه هیشکی نیست که باهاش بازی کنه ....

اونوقت دلش می شکنه !! "


مهربونی یعنی این …
دیدگاه ها (۵)

ﻣﮑﻪ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺣﺴﯿﻦ ﭘﻨﺎﻫﯽ: ﻣﮑﻪ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻢ ﺧﯿﺎﻝ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻤﺎﻡ ﮔﻨ...

به دوستم میگم سیستم عامل گوشیت چیه؟؟؟ میگه فک کنم سامسونگ!!!...

باز مستی طاقتم را تاب کردباز مستی طاقتم را تاب کرد ………………………...

سناریو(درخواستی): وقتی پات می‌شکنه :نامجون : کنار تختت نشست...

ᴘᴀʀᴛ ۳۵ | یه روز خاصچند روز بعد...جونگ‌کوک وقتی از شرکت برگش...

مهمونی پارت ۳۹

🍷 Red Wineپارت ۲۶ — علامتماشین با سرعت از جاده‌ی خیس دور می‌...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part _دو شبه دیگه؟؟؟!؟...

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت ۲7کانگ جون با عجله برگشت داخل.— ر...

part 29چند دقیقه بعد کاسه الینا تقریبا به نصفش رسیده بود که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط