{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با دخترخالم رفتم بیرون! یه سگ

با دخترخالم رفتم بیرون! یه سگ
دید گفت کیشش کن بره میترسم .
یه سنگ زدم تو سرش پاشد افتاد دنبالمون!
پریدم بالای درخت به دخترخالم گفتم
چرا نمیای بالا الان تیکه پارت میکنه؟؟!
میگه : مگه من زدم؟؟؟


سگه از خنده دندوناش ریخت( O:))( :-D)
دیدگاه ها (۴)

𝑭𝒐𝒓𝒃𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 سایه های ممنوعه 𝕻𝖆𝖗𝖙:۱۲ جونگ‌کوک یه لبخندِ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 144♡⁠。⁠)⁩بي توج...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 12ویو نامجون:ات روبه‌روم نشسته بود و...

part 34& واقعا بگم؟نامجون« آره »&یعنی...اگه بگم دعوام نمیکنی...

استاد من ۱

I can be myself with himPart⁹⁴وقتی که نشستیم،تازه فهمیدیم بط...

You are paying back karma پارت¹⁷⁰⁹:⁰⁵با صدای آلارمش بیدار شد...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ویکم: آتشی که در تنم افتاد---از مهمان...

رمان:رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀 پارت:6ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط