{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p

p2

ات. داداشش(داد، گریه)
داشتم همینطوری میدویدم بخاطر بارون گودال های کوچیکی پر آب بود همینطوری که داشتم میدوییدم لحظه ای زمان وایساد اینجا چخبره؟؟... کمکککک.. قطره های بارون وایستاده بودن همینطوری که عقب عقب میرفتمو گریه میکردم پام رفت تو یه گودال کوچیک اما... اون گودال کوچیک نبود مث دریا بزرگ بود سعی داشتم ازش بیام بیرون بعد کلی تلاش ناموفق چشام سیاهی رفت...

با سردرد زیادی چشامو اروم باز کردم که با دو چشم مواجه شدم....
ات. جیغغغغغ
بانو کیم. بانویه من شما به هوش امدید (بغض، ذوق)
ات. بانوی من؟.. شما کیی هستین اینجا کجاس؟!
بانو کیم. بانو یه من..شما من رو فراموش کردین(زارمیزنه)
طبیب سلطنتی. متاسفانه ایشون فراموشی گرفتن(ناراحت)
ات. فراموشی چی دارین میگین؟... عه وا الان فهمیدم...(ستاشو زد به هم)
بانو کیم. واقعاااا(ذوق)
ات. هه.. فیلم برداریه نه... کارگردان کوش؟... فیلم بردارا و صدا بردارا کوشن؟؟... نکنه دوربین مخفیه؟ ای کلکا اهایییی من هیچ ریکشنی ندارمااا
بانو کیم. هق طبیب بانویه من سرشون به یه جایی خورده هق دارن هق هزیون میگن هققق
طبیب سلطنتی. عادیه بانو کیم به مرور زمان یادشون میاد با اجازتون مرخص میشم
ات. یعنی چی؟ یعنی من تو گذشتم؟!!!.. بابا من از تاریخ بدم میادددد... هوفف بگذریم حداقل تاریخو خونده بودم واسه امتحانمون....
ات. یه سوال دارم... عام اسمت چیه؟
بانو کیم. من کیم هانا هستم خدمتکار شخصیتون ما از بچگی باهم دوست بودیم بانویه من
ات. خب من باید چی صدات کنم؟
بانو کیم. بانوکیم
ات. خب بانو کیم ما تو چه قرنی هستیم؟
بانو کیم. 1683(حالا یه چی زر زدم)
ات....(هنگیده بچه)
بانو کیم. بانویه من... بانویه من حالتون خوبه طبیب سلطنتی رو خبر کنم؟؟؟
ات. ها.. اها نه نه خوبم.. خب من کیم و چکارم؟
بانو کیم. شـ شما ملکه هستن
ات. واتتت؟!!!
بانو کیم. چی گفتین بانویه من؟!
ات. هیچی هیچی... هوففف.. حالا شوهرم خوشگله؟
بانو کیم. بانویه من امپراطور بسیار زیبا هستن مثل شما
ات. خوشم امد خب اخلاقش با من چطوره؟
بانوکیم. اهم اهم خب.. خب چی بگم... ایشون از شما... متنفرن
ات. چییییی؟ چه بهتر منم متنفرم مردیکه بیعشور فک کرده کیه؟؟ من د...
بانو کیم جلو دهنمو گرفت
بانوکیم. بانویه من لطفا حرفتون رو پس بگیرین اگه کسی بشنوه تو بد دردسری می افتین
ات. خیله خب.. خب من.. من اخلاقم چطوره؟
بانو کیم. چه سواله سختی.. خب شما... شما بسیار مغرور.. و...
ات. خیله خب باشه باشه نمیخواد بگی
من گشنمه
بانو کیم. بانو هانننننن
در باز شد و یه دختر جوونی امد تو
بانو هان. بله بانو کیم
بانو کین. ملکه گشنشونهه لطفا به آشپزخانه سلطنتی بگین غذا اماده کنن
بانو هان. چشم

خدایه من... الان چه گوهی بخورم من اصلا چرا بیهوش بودم؟

ادامه دارد..
حمایت کنید🥺❤️‍🩹
دیدگاه ها (۲)

p3ات. بانو کیم میشه بعد غذا برم بیرون؟ بانوکیم. البته بانویه...

p4ات. هنننننن؟!!! خب پسره پوفیوز چرا با من ازدواج کرده عجب د...

p1بازم زنگ تاریخ خورد تف تو این زندگی هممون نشسته بودیم که ل...

خب خب میخوام یه فیک از جیمین بزارم

part =7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط