{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردی که یک چشمش نابینا بود، به امام جماعتی اقتدا کرد. اما

مردی که یک چشمش نابینا بود، به امام جماعتی اقتدا کرد. امام در نماز این آیه را خواند:« الم نجعل له عینین»؛ آیا برای او دو چشم قرار ندادیم؟ مرد نابینا گفت: به خدا قسم، نه؛ تنها یک چشم است. ای امام! دیگر این دفعه دروغ گفتی.




گروه مانا
(تیریژ)
دیدگاه ها (۴)

فه رهه نگی شیخانی  کتاب فرهنگ کوردی به کوردی شیخانینویسنده :...

یک چیزهایی را برای خودتان نگه دارید؛ بگذارید ته ته دل تان و ...

کلاس اول ، یزد بودم سال ١٣٤٠، وسطای سال اومدیم تهران یه مدر...

زهی خجسته زمانی که یار بازآیدبه کام غمزدگان غمگسار بازآیدبه ...

𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 𝖔𝖋 𝖑𝖔𝖛𝖊سایه های عشق.📜.🖇️.📜---پارت یک: سئول، خیابان‌ه...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 149♡⁠。⁠)⁩سریع و...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ²⁹هلیکوپتر چند متر بالاتر ...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

FALLEN ECHOESPart 10هیونجین تمام شب را بیدار ماند.عکس روی می...

پارت 52:ان سوی لبخند هایه دفعه میون این همه هرج و مرج تاکه م...

وارث سایه ها

پارت سوم: وارثان تاریکیـ «چی شده؟»تهیونگ اسلحه‌اش را بالا آو...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت هشتم: بازیِ دو رویِ پرده 🎭[دیدگاه ته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط