{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اصلا کنترلی رو کار هام نداشتم و شروع کردم

اصلا کنترلی رو کار هام نداشتم و شروع کردم
که یهو صدای هق هق اومد
ا.ت بود ام..امکان ندارد
اونم توی این موقعیت نه نه
من با فرشته چیکار کردم
اون با سرعت رفت بیرون رفتم دنبالش
کوک :ا.ت ا.تتتت
با سرعت رفتم خونه اما اون همه وسایلش رو جمع کرده بود

پارت بعد 15 لایک
15 کامنت

🌝🌝🌝🌝🌝🌝
دیدگاه ها (۱۳)

باز هم یاد گذشتم افتادم و بغض کردم اما من الان خوشبخت بودم ا...

https://wisgoon.com/bahar_gacha_91برای ایشون ببخشید بد شد💔

همه شامشون رو خورد و رفتن پذیرایی که یهو جیا گفتعا آقای جئون...

https://wisgoon.com/sszfft2637ادامه

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

#برادر‌ناتنی‌‌من#Part_43···چون می‌دونستم فردا ا/ت می‌خواد بر...

سناریو باچیرا پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط