{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من این روزها…

من این روزها…
صداے
ثانیه ثانیه ےفراموش شدنم
را مے شنوم…
من آنقدر با وسعت نبودن تو زیسته ام…
که دیگر آمدنت دردےازمن دوا نمےکند!!!
نیا”””
مدتهاست که
“بجاے تو”
با
“جاےتو”
انس گرفته ام…
دیدگاه ها (۱)

میخواهم از چشمان تو تصویر بردارمیعنے نگاهت را به ذهنم خوب بس...

فنا شده ام در توآنجایے که هیچ نشانےاز من نیستدرکوچہ پس کوچہ ...

حس خوبیست در آغوش خودت پیر شوماینکه یک عمر به دستان تو زنجیر...

تــو را نوشتــنهنــر شاعرےنمے خواهــد تــو خودِ شعــرےکه جــ...

my snow ❄#my_snowPT30~بعد از این همه سال...یه خنده‌ی کوتاه م...

وقتی جونگ‌کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

حالا فاصله‌تون خیلی کمتر بود.و تو تونستی صورتش رو ببینی.چشم‌...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

P58ماشین آروم بین خیابون‌های خیس سئول حرکت می‌کرد،نور چراغ م...

part 4سرمو بالا آوردم.+بله...لبخند خیلی محوی گوشه لبش نشست.....

BTS Reaction | وقتی شب دیر میای خونهنامجون:همین که وارد می‌ش...

فاصله یک لبخند تا جنون

راز خون پارت چهارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط