{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من این روزها…

من این روزها…
صداے
ثانیه ثانیه ےفراموش شدنم
را مے شنوم…
من آنقدر با وسعت نبودن تو زیسته ام…
که دیگر آمدنت دردےازمن دوا نمےکند!!!
نیا”””
مدتهاست که
“بجاے تو”
با
“جاےتو”
انس گرفته ام…
دیدگاه ها (۱)

میخواهم از چشمان تو تصویر بردارمیعنے نگاهت را به ذهنم خوب بس...

فنا شده ام در توآنجایے که هیچ نشانےاز من نیستدرکوچہ پس کوچہ ...

حس خوبیست در آغوش خودت پیر شوماینکه یک عمر به دستان تو زنجیر...

تــو را نوشتــنهنــر شاعرےنمے خواهــد تــو خودِ شعــرےکه جــ...

پارت ۳۲بعد از رفتن جونگکوک…رسماً تمرکز نداشتم.هر بار در کافه...

سایه ای میان ما

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط