{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بار اول که دیدمش تو کوچه بود..یه لباس گل گلی تنش

بار اول که دیدمش تو کوچه بود..یه لباس گل گلی تنش

بود..باموهای بلند خرمایی..اومد طرفمو گفت:داداشی?

میای باهم بازی کنیم??از چشمای نازش التماس می‌بارید

خیلی کوچیک بودم امادلم لرزید..تو همون نگاه اول

عاشقش شدم..سه سال ازش بزرگ تر بودم..قبول کردم

وکلی باهم بازی کردیم..آخرش گفت توبهترین داداش

دنیایی..سالها گذشت وخودم تا مدرسه میبردمش..

هرروز به عشق دیدنش بیدار میشدم..اما اون همیشه

میگفت:تو ب بهترین داداش دنیایی..داغون شدم که

عشقم منو داداش صدا میزنه..گذشت وگذشت..تااینکه

عروسی کرد وماشین خودم شد ماشین عروسش..منم

رانندش بودم..هی گریه میکردمو اشکامو پاک میکردم..

سالها گذشت که تصادف کردو واسه همیشه رفت..

خودم زیرتابوتشو گرفتم..اگه بودش بازم میگفت تو

بهترین داداش دنیایی..رفت..واسه همیشه حتی یبارم

نتونستم بهش بگم اخه دیفونه..من عاشقتم..میمیرم

واست..یه شب شوهرش رفت دفترچه خاطراتشواورد

دیدم چشماش پراشک شد..دفترو داد ورفت..وقتی

خوندمش مردم..نابود شدم..نابود..نوشته بود داداشی

دوست داشتم..عاشقت بودم..اما میترسیدم بهت بگم..

داداشی..ببخش که عاشقت شدم ...
دیدگاه ها (۸)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 134♡⁠。⁠)⁩یک سال...

مهمونی خطرناکپارت=7ویو ات:بعد از اینکه کوک بهم توضیح داد یکم...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت هشتمویو تهیونگسه روز از اون شبی...

وقتی بهت خیانت میکنه (اسمات)pاخرویو جیمین خب امروز باید یکار...

فیک تهیونگ

تولدم مبارک

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐𝟗داشتم چندتا برگه رو بررسی میکردم، که ز...

forced by your side به اجبار کنار تو part: 22(این جا همش نوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط