{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شايد فراموشت شدم شايد دلت تنگه برام

شايد فراموشت شدم شايد دلت تنگه برام
شايد بيدارى مثل من به فکر اون خاطره ها
شايد توام شب که ميشه ميرى به سمت جاده ها
بگو توام خسته شدى مثل من از فاصله ها
با هرقدم برداشتنت فاصله بينمون نشست
لحظه اى که بستى درو شنيدى قلب من شکست
يادت بياد که من کيم همون که ميميره برات
همونى که دل نداره برگى بيوفته سر رات

نميتونم دورت کنم لحظه اى از تو روياهام
تو مثل خالکوبى شدى تو تک تک خاطره هام
ازکى دارى تو دور ميشى از من که ميميرم برات
از منى که دل ندارم برگى بيوفته سر رات

بگو من از کى بگيرم حتى يه بار سراغتو
دارم حسودى ميکنم به ايينه ى اتاقتو
کاش جاى اون ايينه بودم هر روز تورو ميديدمت
اگر که بالشت بودم هر لحظه ميبوسيدمت...
دیدگاه ها (۱)

تا چشم کار میکند ، نـــــــــــیستی ...این غم انگیزترین چـــ...

2 پیک شراب....یکی من "یکی تو"....بزن به سلامتی دروغایی که به...

خــــــــیلی ســـخــتـــهنصفه شبــــی بغض گـــــلوتو بگیــــ...

گاهـــــــی ...میان بودن و خواستن فاصله ایستوقت هایی هستکه ک...

@nphotography

پارت ۴ ویو ا.ت چند لحظه سرش رو انداخت پایین سکوت آزار دهنده ...

دیدن اینکه عزیز ترین فرد زندگیت اینجوری به خاطرت اشک بریزه ز...

حدود یک ساعت گذشته بود. من در کنار تخت دخترمان نشسته بودم و ...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

^فیک جونگکوک^(پارت؟)

پارت. ۲۶

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط