{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بخونید حتما

بخونید حتما

من : پلیس 110

پلیس : بله ، بفرمایید

من : جلوی خونمون دونفر توی پیاده رو دارن با زنجیر و قمه یک نفر رو میکشن .

پلیس : آیا مورد مشکوکی هم وجود داره؟

من : مثل اینکه متوجه نشدید چی میگم ، عرض کردم دارن یکیو میکشنا ...

پلیس : آقای آیکیو ! فهمیدم چی گفتی ، هرروز تو پیاده رو یکیو با قمه میکشن ، ماکه نمیتونیم بخاطر یه زنجیر و یه قمه نیروی انتظامی ارسال کنیم ، اگه مورد مشکوکی نیست قطع کن

من : شما متوجه نشدین ، قمه توی جعبه نیس تو شکم مقتوله...

پلیس : پس مورد مشکوکی وجود نداره؟

من : مثل اینکه نفهمیدین چی گفتم ، الان یکیشون با زنجیر گردن طرف رو گرفته اون یکیم داره با قمه میزنه تو شکمش

پلیس : تا مورد مشکوکی نباشه ما نیرو اعزام نمیکنیم

من : صبر کنید صبر کنید ، یه ماشین بی ام وه اومد ، صدای صبطش هم بلنده ، چهارتا دختر پسر دارن توش میرقصن ، همین الان بغل خیابون وایسادن ، درست روبروی قتلگاه ...!

پلیس : صبر کن صبر کن ، تا سه دقیقه دیگه هلیکوپتر میرسه ، گفتی چند نفرن؟

من : دو نفر قاتل ، یه نفر مقتول

پلیس : اونارو نمیگم که ، اون افرادی که دارن تو بی ام وه میرقصن .....
:|
دیدگاه ها (۳)

میدونید اون زنی که برای اولین بار عبارت 'همه مردا مانند هم ه...

خخخخخخخخ

پس بیاین این چیزای خوب و از دست ندیم

هههههههه بعللللله ه ه ه

🎀 BTS Reaction | وقتی میگی «جز من با یکی دیگه‌ای» 😳نامجون:«چ...

پارت ۲۲ — «اتاق ممنوعه»جونگکوک درِ اتاق رو بازتر کرد.رها: «ن...

رومان قطره قرمز (پارت 8)

بازم پارت۹(در عمق نگاه تو)کیریشیما با تعجب نگاهش می‌کرد.&:"ص...

پارت سوم

پارت دویه ساعت بعدجیمین: نامی چرا یونی نیومدنامی: نمی‌دونم و...

وقتی والیبالیست بودی...(پایانی)از اون روز،یک ماه میگذره..تو ...

پارت ۱۴مست شده بودم حالم دست خودم نبود.ناله میکردم و میگفتم ...

Anya x Damian پارت۵۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط